من یک زنم با تمامیه صفات زنانه ام, پرم از عاطفه , دوست داشتن و دوست داشته شدنم. پرم ا ز حس مسئولیت و اعتماد کردنم من یک زنم با تمامیه افکار و عقاید زنانه ام,پرم از ایمان: به خدا , به عشق به اب و به آبی اسمان من یک زنم با تمامیه دردهای فارغ شدنم. پرم از انگیزه و اقتدار , پرم از حس مادر شدنم من یک زنم با تمامیه سکوت های خلوت شبانه ام,پرم از تنهایی شباهنگام خویش و به آن مفتخرم من یک زنم پرم از حس همسر بودنم. پرم از لذت هم اغوشی همسفرم همراهم هم اغازم. پرم از اغوش بی دغدغه و بی منتم. در رگ های من خون عشق جاری ست. عشق به آباء و اجدادم به هم وطنم هم کلامم من یک زنم پرم از حرف های نگفته در زیارتم. پرم از حاجت های گرفته در عبادتم. پرم از شکوفه های صورتی اجابتم من یک زنم پرم از مهرو علاقه به کودکانی که هنوز متولد نشده اند.
پرم از تبسم و بوسه به غنچه هایی که هنوز گل نشده اند. پرم از خلق آثاری که هنوز که هنوز طرح نشده اند. پرم از ستار هایی که هنوز آ سمانی نشده اند. پرم از کوله بار قصه هایی که هنوز ننوشته اند. من یک زنم همان طلای پر عیار تراش خورده ام. همان شیر , روباه ندیده ام. مزرعه ای بی حصارم. باغی بی خزانم. زمستان بیگناهم. من یک زنم پر از انتخاب های درست و به جام. پر از عزم راسخ و یقین بی صدام.پر ازترس های شکست خورده در منم. پر از مهارت و سرعتم تمام هوش وذکاوتم. تمام عقل و درایتم .تمام ناتمام های شمام من یک زنم من نردبان ترقی جمعیت کثیر شمام. من آژیر خطر اقتصاد رو به زوال شمام. من هشدار زیرکانه ی بخت بد شمام. من عملکرد ذهن شفاف نخبه ی شمام. من باز کننده ی قفل های زنگ زده ی شمام. من انفجار بی عدالتی سر زمین شمام. من خشم فرو خورده کام مرد شمام.من صدای خسته ی و تشنه ی شمام . من آسایش و آرامش روح شمام. من یک زنم. من آباد می کنم. می سازم. می بخشم. می کارم . من به خود می بالم بدون تزویر و ریا هیچ نقشی بازی نکرده و نمی کنم چون من یک زنم