مشکل بخش مسکن کشور، ضعف تقاضای مؤثر است. این مشکل یا با رشد درآمد خانوار حل میشود یا با پرداخت یارانه از سوی دولت یا مهار قیمت زمین. سهم زمین در هزینه تمامشده مسکن در سال ٨٤ حدود ٤٧ درصد بوده اما حالا ٦٠ درصد است؛ یعنی ١٣ درصد سهم زمین در قیمت تمامشده افزایش پیدا کرده است. وقتی مسکن مهر با شعار زمین مجانی و صفرکردن سهم زمین در قیمت مسکن آمد، سهم زمین ٤٧ درصد بود حالا ٦٠ درصد شده است.
با توجه به اينكه ما در رکود تورمی هستیم و هرچند قیمت واقعی مسکن کمی کاهش پیدا کرده اما هنوز تناسبی با توان خانوار ندارد. در شرایط فعلی، مشکل اصلی ما ضعف تقاضای مؤثر است که پیشبینی میشود تا پنج، شش سال آینده هم پابرجا باشد. فعلا مشکلی در عرضه نداریم. ظرفیت عرضه مسکن تا بالای یک میلیون هم وجود داشته و در سالهای گذشته عملا این تولید و عرضه انجام شده است؛ پس نیازی به حمایت از عرضه نیست. طرف عرضه را فقط باید در بخش زمین حمایت کرد که نهاده اصلی قیمت مسکن است. باید بحث زمین را ساماندهی و از نظر قیمتی کنترل کنیم. برای کنترل فعالیتهای سوداگرانه، باید روی سوداگری زمین به صورت اساسی دست بگذاریم؛ این مسئله را اگر حل کنیم، حداقل ٦٠-٧٠ درصد قضیه را حل کردهایم. گرچه حل این معضل چند الزام دارد؛ اول بحث نظام درآمدی شهرداری و دوم شفافسازی بازار. بازار زمین ایران کاملا غیرشفاف است. دولت بهعنوان یک ناظم، اگر نظام LIS را در شهرها و مناطق بزرگ راهاندازی کند، میتواند بهراحتی جریانات سوداگری زمین را کنترل کند و کنترل قیمت زمین، مساوی است با کنترل قیمت مسکن.
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با: