| Home | Register | Members area | Search | Forum | Chat | Blogs | Articles | FAQ | Subscription | Links | Statistics | راهنما | | فروشگاه |



Category: All categories

سلام

یا .... بیا و بودنت را باور کن ...

بیا و عطر حضورت را نفس بکش ...

بیا وقتی من حضور سبز تو را نقاشی میکنم کنارم باش و تا لحظه ی به نفس افتادن ستاره در کنارم

بمان .....بیا تا وقتی صدای شب شمع نیمه جون قصه ها یم میشود تو درمان تمام تمام دردها

باش ...وقتی التماس دیدارت در چشمان بی نورم حلقه میزند چراغ روشن نگاهم باش ....

آخ ...که چه سخت است نبودنت و در این نبودن ماندنت .....!!!

نوشتن از نام مقدس تو در هیچ ترانه ی عاشقانه ای تاب نمی آورد ....

من برای بودنت می نویسم و تو مرثیه ی رفتن میخوانی ؟

بیا ... بیا و بمان تا وقتی نگاهم به آسمان خشک شد و نفس نفس قلبم از شتاب افتاد آرزوی چمانم تو

نباشی ...

بیا تا وعده ی دیدارمان به هفت آسمان نیفتد ...

بیا تا عشق معجزه کند ....

تموم آرزوی چشمانم نگاه توست بیا بیا و بودنت را باور کن ..

باور کن ...
Author: n1380Creation date: 2012/11/30 20:19:04
Rating: 10 (1 votes), Views: 1214


Comments

شعر ناز 2013/08/18 08:58:57
وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

با سار پشت پنجره جایم عوض شود

هی کار دست من بدهد چشم های تو

هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود

با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان

حس می کنم که قافیه هایم عوض شود

جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر

با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود

سهراب ِ شعرهای من از دست می رود

حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود

قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز

در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود

حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ

انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد

تن داده ام به این که بسوزم در آتشت

حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد

با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

برگزیده از وبلاگ : گنجشکها تابوت نمی خواهند

n1380


| Processing time: 0.0053909 sec. | Users online: - 0 | Guests online: - 2 | اين بخش متعلق است به: كانون دانش |

Feedback | پرسش از مدير | RSS News Feeds | Testimonials | Terms Of Use | Privacy Statement