اولین جرقه های پیدایش مهندسی صنایع بعنوان یک تخصص با آغاز انقلاب صنعتی در ابتدای قرن ۱۹ زده شد.
انقلاب صنعتی که با ظهور اختراعات جدید خصوصاً در صنعت نساجی و اختراع ماشین بخار آغاز شد، باعث بکارگیری نیروی انسانی بیشتر و افول صنایع کوچک دستی شد. با گسترش کارخانجات، نیاز به مدیریت و تفکر مدیریتی بیش از پیش احساس شد. افراد بسیاری در جهت ارتقاء کیفیت محصولات تلاش کردند. آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد پیشنهاد تقسیم کار را داد. وی بیان کرد که میتوان با تقسیم کار در کارخانه پیچ سازی نتیجه کار را به مقدار زیادی بهبود بخشید. به موازات اختراعات و نوآوری در فرایندها، روشهای حسابداری و هزینه یابی گسترش یافتند. روشهای تحلیل علمی، آزمایشات و اثباتهای علمی در طراحی و ساخت ابزارآلات و ماشینها بکار گرفته شد و در نتیجه، اثرگذاری این تحولات در تفکر سازمانی مدیریت موجب شد مدیریت علمی به عنوان یک نگرش و روش حرفه ای مطرح شود. اولین تلاش برای
علمی شدن مدیریت از آمریکا شروع شد. در سال ۱۸۸۱ فردریک تیلور پدر مدیریت علمی، اندیشه های خود را توسعه داد. فرانک گیلبرت و همسرش لیلیان در جهت مطالعه کار با بررسی حرکات توانستند ابزار جدیدی را ابداع کنند. همچنین آنان به مسائل روانشناسی و انگیزه های انسانی توجه نمودند. عملکرد پرداخت پاداش و نتایج قابل قبول آن توسط امرسان ایجاد و توسعه یافت. مجموعه فعالیت های تیلور و هم عصرانش برای فرموله کردن اصول اساسی به عنوان روشهای علمی مدیریت متمرکز شده بود که این فعالیت ها به زودی تحت عنوان مدیریت علمی شناخته شد.
کار این افراد توسط انجمن مهندسین مکانیک آمریکا ارج نهاده شد و عرصه برای فعالیت تیلور و همفکرانش توسط این انجمن ایجاد شد. در سال ۱۹۱۲ انجمنی برای ارتقا و رشد مدیریت بنا نهاده شد که در سال ۱۹۱۵ انجمن تیلور نام گرفت. این انجمن از سال ۱۹۳۴ با عنوان انجمن مهندسی صنایع فعالیت خود را ادامه داد. در این دوران مدیران علمی دارای تحصیلات مهندسی بودند و بسیاری خود را مهندس صنایع قلمداد میکردند و گروهی نیز در حیطه مدیریت به عنوان مشاوران مدیریت مطرح بودند. بتدریج مواد درسی و مدرک مهندسی صنایع و برنامه های مربوطه مورد توجه قرار گرفت و در نهایت دانشکده های مهندسی صنایع ایجاد و توسعه یافتند.
تعریفشناسی مهندسی صنایع
نخستین گامها در شناخت پدیدهها ، با تعریف نمودن آنان آغاز میگردد . تعریفشناسی ، اشرافی نسبت به موضوع در اختیارمان مینهد و یاریمان میدهد تا با ذهنی روشنتر به جستجو و پژوهش در محتوای آن ادامه دهیم . در تعریفشناسی مهندسی صنایع که ابتدا به تعریف مهندسی خواهیم پرداخت و سپس مهندسی صنایع را تعریف نموده و آنگاه این تعریف را به تفسیر خواهیم نشست .
در پایان هم ، توانایی این را خواهیم داشت که با بیانی روشن و صریح ، تعریفی کوتاه اما مبین و مفهوم از مهندسی صنایع ارائه دهیم تا آغازی باشد بر پژوهش در حیطه دانش مهندسی صنایع .
مهندسی (Engineering) به چه معناست ؟
تاکنون بارها و بارها این واژه را در کاربردهای عامیانه و تخصصی شنیدهایم ؛ پرسش اینجاست که آیا اگر از ما بخواهند این کلمه را به تعریف آوریم قادر به بیان روان آن هستیم ؟
گام اول ما در یادگیری مهندسی صنایع ، آموزش معنای دقیقی برای مهندسی است . مجمع اعتباری مهندسی و تکنولوژی
(The Accrediation Board for Engineering and Technology)
که یکی از وظایف آن تعریف و یکسانسازی واژههای مهندسی است ، مهندسی را به صورت زیر تعریف میکند :
مهندسی ، مجموعه مهارت هایی است که با استفاده از معلومات ریاضی و علوم طبیعی و در اثر مطالعه ، تمرین و تکرار حاصل شدهاند و ما را به راه های بهرهگیری اقتصادیتر از مواد اولیه و منابع طبیعی در جهت منافع انسانیمان رهنمون میکنند .
حال درک روشنی از واژه پراستفاده مهندسی پیدا کردهایم ؛ مشاهده مینماییم که حیطه وسیعی در این تعریف جای میگیرند و به طور کلی میتوان گفت که هدف غایی همه آنها کمک به زندگی بهتر و راحتتر برای مجموعه انسانهاست . این هدف را از خاطر نبریم …
مهندسی صنایع را چگونه تعریف کنیم ؟
در گام اول نگاه روشنی به مفهوم مهندسی حاصل کردیم ؛ اینک به مهندسی صنایع باز میگردیم و میخواهیم در دومین گام تعریفی از مهندسی صنایع یاد گیریم . بیشک موفقیت در هر شغلی مستلزم اشراف کلی بر جوانب آن میباشد و یکی از نکات مهم در این مبحث ، دانستن تعریف منطقی و صحیحی از شغل میباشد .
مهندسی صنایع چیست ؟
انجمن مهندسی صنایع آمریکا ، تعریف ذیل را بیان کردهاست :
مهندسی صنایع رشتهایست که با طراحی ، پیاده سازی و بهبود سیستمهای یکپارچه ای از انسان (human) ، مواد (material)، اطلاعات (information)، تجهیزات (instrument) و انرژی (energy)مرتبط میباشد . این رشته بر پایه دانش تخصصی در علوم ریاضی ، طبیعی ، اجتماعی و نیز قوانین و روشهای تجزیه و تحلیل مهندسی و طراحی بنا شده است تا به کمک آنها به ارزیابی نتایج حاصل از سیستمهای یکپارچه بپردازد .
در گام آتی این تعریف را با یکدیگر به تفسیر خواهیم نشست …
تعریف مهندسی صنایع را چگونه تفسیر کنیم ؟
در گام پیشین تعریف انجمن مهندسی صنایع آمریکا را خواندیم ؛ اگر با دقت آن را مروری دیگر کنیم به واژهای کلیدی خواهیم رسید : سیستم ! لازم است در این لغت به خوبی تامل گردد که تمامی تلاش مهندسین صنایع بر روی سیستم پیاده میشود . نترسید ! به هیچ وجه با مفهوم ناآشنایی روبرو نیستیم . سیستم به هر مجموعهای از اجزا اطلاق میشود که برای حصول هدفی با یکدیگر در ارتباط موثرند . حال در ذهن خود به دنبال نمونه بگردید و ذهن خود را وادار به پویایی نمایید ! نمونهای میآوریم : خانواده ! به همین سادگی ! اما توجه داشته باشید که سیستم هایی که ما با آنها در محیط کاری سروکار خواهیم داشت لزوما به همین سادگی نیستند ؛ آنها گروهی از انسانها ، دستهای از مواد ، حجم بالای اطلاعات و مواردی اینچنینی را دربر خواهند گرفت ؛ میبینم که گستره وسیعی است آنچه یک مهندس صنایع با آنها همسایه خواهد بود و به همین دلیل باید برای تمامی آنها دارای حداقل اطلاعات لازم باشد . هدف یک مهندس صنایع بهبود کارایی سیستم به جهت نیل به اهداف کل مجموعه است و ایجاد بهبود در سیستم نیازمند بمباران فکری در مورد همه آنهاست . گمان دارد که دگرگونی و بهبود را از چه جایی باید آغاز نمود ؟! نگاهی به اطراف بیاندازید ، از چیزهایی آغاز کنید که نزدیکترند ؛ حال سوالی از شما میپرسیم : چه چیز به شما از خود شما نزدیکتر است ؟! پس :
مغرور نباشید ؛ کسی شما را زیر سوال نخواهد برد ؛ بهبود را باید از خود شروع کنید …
اهمیت مهندسی صنایع مرور توانمندیها و خدمات مهندسی صنایع نقش و اهمیت مهندسی صنایع را بوضوح بیان میکند. امروزه حیات اقتصادی سازمانها و موسسات تولیدی و خدمات در بازار رقابتی شدید جهانی به استفاده بهینه از منابع در دسترس وابسته است. عموماً منابع در دسترس شامل مواد، منابع انسانی، ماشین آلات (شامل تجهیزات، لوازم جانبی، امکانات مورد نیاز شامل فضا و انرژی و …)، منابع اطلاعاتی و منابع مالی طبقه بندی میشوند. ایجاد و نگهداری منابع یاد شده هزینه هایی را برای سازمان به دنبال دارد. هزینه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه به کارگیری این منابع است. هر شرکت تولیدی یا خدماتی که بتواند هزینه های خود را به حداقل ممکن برساند و به بیانی دیگر توانایی استفاده بهینه از منابع را در تمام ارکان سازمانی خود ایجاد نماید یا حاشیه سود بیشتری به دست خواهد آورد و یا قادر خواهد بود که قیمتهای فروش خود را با حفظ حاشیه سود قبلی، کاهش دهد. این بدان معنی است که قدرت رقابتی موسسه مذکور در بازار افزایش مییابد. با توجه به تحولات اقتصاد جهانی قدرت رقابتی شرط اساسی موفقیت در کسب و کار نوین محسوب میشود. در کنار این مسائل، توجه به نوآوریها و ارتقاء کیفی محصولات و خدمات که از طریق تلاش برای یافتن طرح های بهبود یافته و همچنین تحول در فرآیند کسب و کار نیز بقا و رشد موسسات را در پی خواهد داشت. با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نیازمندیهای رسیدن به امور مذکور را با تکنیک های مهندسی صنایع تطبیق دهیم مشاهده می شود که مهندسی صنایع ابزار لازم برای حصول اهداف سازمانی را بطور فراگیر و سیستماتیک فراهم میآورد و این نشانگر نقش و اهمیت بالای مهندسی صنایع بعنوان موتور محرک حرکت سازمانهای امروزی است.
مهندسی صنایع عبارت از کاربرد اصول و تکنیکهایی به منظور بهبود، طراحی و نصب سیستمهایی شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژی و تجهیزات برای فراهم آوردن امکان تولید کالاها و ارائهی خدمات به شکل کارا و مطلوب میباشد. برای بررسی، ارزیابی و کاربرد این سیستمها، دانش و مهارتهای علوم ریاضی، علوم فیزیکی و علوم اجتماعی به همراه فنون و تکنیکهای طراحی مهندسی مورد نیاز است. فعالیتهای مهندسی صنایع همانند پلی است که ارتباط بین اهداف مدیریت و عملکرد عملیاتی سازمان را ایجاد مینماید. مهندسان صنایع بیشتر درگیر افزایش بهرهوری در مدیریت منابع انسانی، روشها و تکنولوژی هستند و حال آنکه سایر رشته های مهندسی بیشتر درگیر ماهیت فنی فرایندها و فرآوردهها میباشند. در واقع مهندسی صنایع تنها رشته مهندسی است که عامل انسان یکی از مؤلفه های اصلی سیستمهای مورد مطالعه ی آن را تشکیل می دهد. در نتیجه مهندسان صنایع در تیمهای میان رشته ای برای امور برنامه ریزی، نصب و کنترل و بهبود فعالیت های مؤسسات به خدمت گرفته میشوند.
اهداف رشته: ۱٫ بازسازی اقتصادی و اجتماعی با توجه به مهارتها و فنون. ۲٫ بهبود در بهره گیری از منابع مالی، زمانی و معنوی در دسترس با استفاده از ابزارهای علمی مدل سازی و شبیه سازی. ۳٫ ارتقاء سطح رضایت از خدمات برای مشتریان در فرم های گوناگون. ۴٫ تغییر در میزان راندمان فعالیت های در حال انجام در سطح کارگاه های اجرایی گوناگون. ۵٫ بهبود در شرایط عرضه خدمات و ایجاد رفاه بیشتر با ایجاد ارزش افزوده در فعالیتها و رفع تنگناها و نارسایی. ۶٫ اخذ تدابیر متنوع برای ایجاد رضایت، خشنودی و وفاداری در مشتریان گوناگون. ۷٫ کاهش دادن قیمتها، ضمن حفظ کیفیت و نیز ترجمه کیفیتهای جدید(آوردن کیفیتی به جای کیفیت دیگر) مورد انتظار. ۸٫ کوتاهتر کردن زمانهای تحویل کالا و خدمات به اشکال مختلف ۹٫ به خدمت گرفتن فناوری های جدید روباتیک، طراحی و تولید توسط کامپیوتر، شناسایی خودکار، انبارداری و هدایت خودکار امکانات و تجهیزات.
اصول فکری مهندسی صنایع عبارتند از: ۱- خلاقیت: فعالیت اصلی هر مهندس صنایع ارائه طرح برای بهبود سیستمهای جاری و یا ارائهی طرح جدید میباشد که به همین منظور نیاز به خلاقیت و نوآوری جهت ارائه طرحهای نو و بدیع میباشد. ۲- تفکر فراگیر: نگرش فراگیر موجب میشود مسائل از کل به جزء و تعامل اجزاء با هم مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مدل کاملی از سیستمهای مورد نظر تهیه و مسائل مورد نظر آن به بهترین شکل طرح و بررسی میگردد. ۳- رهبری گروه: آشنایی با کلیت سیستم مورد نظر و نقش اجزا در کارکرد صحیح آن این امکان را فراهم می آورد که هدایت و رهبری گروه کاری مجری سیستم با انگیزه بیشتری دنبال گردد و در واقع علاوه بر طراحی سیستم مورد نظر، مهندسی صنایع سیستم های پیاده سازی و اجرا را نیز پی ریزی نموده و نقش رهبری گروه های کاری را مؤثرتر دنبال می نماید. ۴- مدیریت زمان: امروزه اهمیت زمان و فرصت های آن با توجه به عرصه ی تنگاتنگ رقابت اقتصادی برای همگان واضح و بدیهی است. در این خصوص مهندسی صنایع با درک موضوع تکنیک هایی را به کار میگیرد که عامل زمان اجرای اجزای کاری را در تمامی فرآیندها مورد توجه و مدیریت قرار می دهد. ۵- ارتباط بهره وری و بهبود مستمر: اعتقاد به ارتقاء بهره وری و بهبود مستمر یک فصل مهندسی با ارزش در مهندسی صنایع است. اکتفا به وضعیت فعلی جز در جا زدن نتیجه ی دیگری نخواهد داشت. لذا مهندسی صنایع با پذیرش این مطلب که سطح دانش و مهارتها یک مقوله نسبی است، همواره سعی او افزایش بهر هوری و بهبود وضعیت کاری نموده وسعی میشود همواره امور اثربخشتر و کاراتر میشود. نگرش بهبود مستمر این امکان را می دهد که هر روز به فکر ارتقا هر چند به اندازه کوچک باشیم. ۶- ذهن کنجکاو و یادگیری: مهندسی صنایع به منظور مطالعه و پیگیری مسائل همواره به این نکته توجه دارد که هر مورد را، منحصر به فرد بررسی نماید و جهت شناخت آن فرض بر این است که از تصورات ذهنی دوری نموده و سعی برتعیین کشف واقعیتهای حاکم بر اجزاء و کل سیستم میباشد. لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهیت فنی امور موجب میشود ذهنیت کنجکاو برای کشف حقایق نهفته در پدیدهها تقویت شود ومهندسی صنایع با ذهن متعصب کمتر میتواند راه حلهای ابتکاری و راه گشا برای مسائل موردنظر ارائه نماید.
-----------------
به اين مطلب امتياز دهيد:
Users here:
You haven`t enough privileges to reply in this forum.
Share this link:
| Processing time: 0.1536961 sec.
| Users online: - 0
| Guests online: - 2
| اين بخش متعلق است به: كانون دانش |