عنوان مقاله: حکمرانی خوب مفهومی نو در مدیریت دولتی مولف/مترجم: مهدی صانعی موضوع: مدیریت دولتی سال انتشار(میلادی): 2006 وضعیت: تمام متن منبع: ماهنامه تدبیر-سال هفدهم-شماره 178 تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com چکیده: در سالیان اخیر، حکمرانی (حاکمیت) تبدیل به موضوعی داغ در مدیریت بخش دولتی شده است و این بهواسط نقش مهمی است که حکمرانی در تعیین سلامت اجتماع ایفا می کند. بدین جهت است که دبیر کل سابق سازمان ملل، کوفی عنان ابراز می دارد: حکمرانی خوب، احتمالا" مهمترین عامل در ریشه کن کردن فقر و عامل رشد و توسعه است. در اوایل دهه 1980، کمبود بودجه، انگیز? مهم انجام اصلاحات دولتی در بسیاری از نقاط جهان بود، که این کمبود بودجه ناشی از فشارهای بینالمللی، (مثل بانک جهانی) و یا ناشی از خود دولتهای ملی بود. از آن زمان تاکنون، بسیاری از دولتهای ملی وضعیت بودجهای مناسبتری پیدا کرده اند. هر چند که هنوز نیاز است ارائ? خدمات بطور اقتصادی و کارآمد مدیریت شود، با اینحال وجود انگیز? مالی برای انجام اصلاحات مدیریتی، ضعیفتر شده است. در حال حاضر، چالشهای دیگری بروز کرده و انگیزهای برای انجام اصلاحات شده اند. یکی از این چالشها، نحوه ایجاد و شکل دهی حکمرانی خوب است .مقاله حاضر در پی شناسایی چارچوب و مفاهیم مرتبط با حکمرانی است.
مقدمه از زمان زایش و استقلال رشته مدیریت دولتی از رشته های با پیشینه طولانی تری چون حقوق و علوم سیاسی، نظریات مختلفی جهت نحوه اداره و مدیریت بخش دولتی و فراهم آوردن رفاه بیشتر برای شهروندان از سوی اندیشمندان ارائه شده است که در چارچوب پارادایم های زمان خود، به اظهار نظر و ارائه راه حل پرداخته اند. پارادایم عبارت است از " یک شیوه دیدن جهان" که میان گروهی از اندیشمندان که در یک جامعه علمی بسر می برند، دارای زبان مفهومی یکسانی بوده و نسبت به افراد بیرون از این جامعه که دارای یک حالت سیاسی دفاعی هستند، مشترک است.(وارث،1380). یکی از شناخته شده ترین این پارادایمها ، پارادایم " مدیریت دولتی سنتی (PA)" یا همان Public Administration است که بوروکراسی وبر جزء لاینفک آن بهشمار می آید. این پارادایم یا جریان فکری تا اوایل دهه 1980 ، پارادایم مطرح در حوزه مدیریت بخش دولتی بود. اما با ظاهر شدن ابعاد منفی و نقاط ضعف آن، در همین سالها در کشورهای انگلیس و آمریکا، پارادایم دیگری بهنام مدیریت دولتی نوین، تولد خود را اعلام داشت و "خصوصی سازی و پیمانکاری" را شعار اصلی خود قرار داد. اما وعده و عیدهای این جریان فکری نیز در بسیاری از کشورها حتی در کشورهای مبدع آن، سرابی بیش نبود و بزودی مشخص شدند این پارادایم نیز قادر نیست خیر ورفاه مناسب و عادلانهای برای شهروندان فراهم سازد. پس بشر مجددا در جستجوی پارادایم های دیگری برآمد. ظهور " خدمات عمومی نوین " (New Public Services) و حکمرانی خوب از جمله آنهاست. ( البته اگر بتوان با توجه به تعریف پارادایم، آنها را پارادایم نامید). در ادامه، با توجه به کمتر شناخته بودن مدیریت دولتی نوین، توضیح مختصری درباره آن ارائه می شود و سپس به مبحث اصلی خود یعنی حکمرانی خوب باز خواهیم گشت. واژ? مدیریت دولتی نوین (NPM) اولین بار توسط لوئیس گان و کریستوفر هود در اواسط دهه 1980 مطرح شد. مدیریت دولتی نوین در رکود اقتصادی زاده شد. از آن زمان تاکنون، نقش مدیریت دولتی نوین در بخش دولتی تغییرات چشمگیری یافته است. رویکرد های ناپخته اتخاذ شده به سمت مدیریت دولتی نوین در اواخر دهه 1980و دهه 1990، که بر خصوصی سازی، بازارهای داخلی، مناقصه رقابتی، شاخصهای عملکردی در سطح سازمان و تشویق عملکرد تأ کید داشتند، خصوصا" در کشورهایی که این رویکردها را خیلی مشتاقانه و مصرانه استفاده میکردند- نظیر انگلستان و نیوزلند - بزودی از جریان اصلی خود خارج شدند. با اینحال مدیریت دولتی نوین ، موفقیتهای چندی را در برخی کشورهای انگلوساکسون بدست آورد. در حال حاضر در بخشهای مختلف جهان اشکال مختلفی از مدیریت عملکرد، اقتصادهای ترکیبی و ساختارهای غیرمتمرکز مدیریتی دیده می شود و سبب بهبود تشکیلات دولت و سیستم های ارائه خدمات دولتی در این دسته از کشورها شده است. با اینحال در همان زمان، نگرانی جدیدی دربار? حکمرانی در جهان غرب شکل گرفت. در بخش خصوصی، این نگرانی برخاسته از تاراج محیط، فساد، سوء استفاده از قدرت انحصاری و حقوق های بالای پرداختی به مدیران اجرایی و اعضای هیئت مدیره و در بخش دولتی، این نگرانی برخاسته از شناسایی و کشف فساد و فعالیتهای غیراخلاقی بود. در واقع، دولتها به این واقعیت تلخ آگاهی یافتند که آنها در معرض از دست دادن همان اندک مشروعیت باقی مانده خود هستند، زیرا شهروندان، بطور چشمگیری اعتماد خود را نسبت به دولت در مفهوم عام و مقامات دولتی در مفهوم خاص از دست داده بودند. تعریف حکمرانی حکمرانی را میتوان "نفوذ هدایت شده در فرایند های اجتماعی" تعریف کرد که مکانیسم های مختلفی در آن درگیر هستند، برخی از این مکانیسم ها بسیار پیچیده اند و فقط از بازیگران بخش دولتی سرچشمه نمی گیرند. پس جای تعجب نیست که واژ? حکمرانی تبدیل به یک شعار در سالیان اخیر شده و در محیط های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است. ارائه تعریفی از حکمرانی، چالشی، ظریف و پیچیده است. بهنظر می رسد اگر بخواهیم با مفهوم حکمرانی بخوبی آشنا شویم باید بفهمیم که حکمرانی، چیست. حکمرانی مشابه دولت نیست. حکمرانی موضوعی است دربار? نحو? تعامل دولتها و سایر سازمانهای اجتماعی با یکدیگر، نحو? ارتباط اینها با شهروندان و نحو? اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده. حکمرانی فرایندی است که از آن طریق جوامع یا سازمانها تصمیمات مهم خود را اتخاذ و مشخص می کنند چه کسانی در این فرایند درگیر شوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند. سیستم حکمرانی، چارچوبی است که فرایند متکی بر آن است. بدین معنی که مجموعه ای از توافقات، رویه ها، قرارداد ها و سیاستها مشخص میکنند که قدرت در دست چه کسی باشد، تصمیمات چگونه اتخاذ کردند و وظایف چگونه انجام و ادا میشود. مفهوم حکمرانی را می توان در سطوح مختلفی چون سطح جهانی، ملی، سازمانی و جوامع محلی مورد استفاده قرار داد. چهار بخش اصلی جامعه که می توانند هر یک به نوبه خود در انجام امور انجام وظیفه کنند، عبارتند از: کسب و کار، مؤسسات جامعه مدنی(شامل سازمانهای داوطلب و بخش غیر انتفاعی)، دولت و رسانه. این بخشها با یکدیگر تداخل دارند. انداز? هر یک از این بخشها ممکن است در کشورهای مختلف، متفاوت باشد. مثلا" در کشوری ممکن است بخش نظامی و یا یک حزب سیاسی، بخش اعظم فضا را اشغال کرده باشد. در این شرایط نقش دولت کم رنگتر خواهد بود. در بسیاری از کشورها، قدرت در سطح مرزهای این بخشها توزیع میشود. در بعضی کشورها انداز? بخش خصوصی در حال گسترش بوده و برخی از وظایف دولت به کسب و کارهای خصوصی سپرده شده است. بسیاری از صاحبنظران حکمرانی معتقدند که این واژه مرتبط با اتخاذ تصمیماتی دربار? جهت و هدایت است. یکی از تعارف ارائه شده در خصوص حکمرانی آنرا بدین صورت تعریف میکند: حکمرانی، هنر هدایت جوامع و سازمانهاست. اینکه واژ? هدایت کردن واژ? مناسبی هست یا نه، پاسخ مناسبی وجود ندارد. اما این نکته مشخص است که حکمرانی شامل تعاملات بین ساختارها، فرایند ها و سنتهایی می شود که نحو? اعمال قدرت، نحو? اتخاذ تصمیمات و نحو? اظهار نظر شهروندان و سایر ذی نفعان را مشخص می کند. اساسا" حکمرانی دربار? قدرت، روابط و پاسخگویی است؛ چه کسی صاحب نفوذ است، چه کسی تصمیم می گیرد و تصمیم گیران چگونه پاسخگو باقی می مانند. لوئیس فرچه دیدگاهی دربار? حکمرانی دولتی ارائه کرده و معتقد است که حکمرانی فرایندی است که از آن طریق مؤسسات، کسب و کارها و گروههای شهروندی، علائق خود را بیان میکنند، درباره حقوق و تعهدات خود را اعمال نظر کرده و تفاوتهای خود را تعدیل می کنند. یکی دیگر از تعاریف حکمرانی عبارت است از: وضع فرایندها، ساختارها و مقررات رسمی و غیررسمی که به تعریف روشهایی می پردازند که بدان وسیله افراد و سازمانها می توانند بر تصمیماتی که بر رفاه و کیفیت زندگی آنها تأ ثیر می گذارند، اعمال قدرت کنند. همانگونه که از این تعریف بر می آید، حکمرانی خوب، به چیزی بیشتر از دولت خوب نیازمند است. سایر بازیگران نیز نظیر کسب و کارها و رسانه، در بهبود و کیفیت زندگی و رفاه کلی گروههای مختلف ذی نفعان تأثیرگذارند. در واقع، حکمرانی بطور کلی شامل شش گروه از ذی نفعان میشود که عبارتند از: شهروندان، سازمانهای داوطلب، کسب وکار، رسانه، سطوح بالاتر دولت و پارلمان بعلاوه سطوح بین المللی و مقامات دولتی. حکمرانی متوجه نحو? اعمال قدرت بین بخشهای مختلف جامعه با منافع مختلف است، بهگونه ای که آزادیهای مرسوم فراهم شود، تجارت رونق گیرد و فرهنگ و هنرهای مختلف امکان رشد پیدا کنند. پس، حکمرانی به خودی خود مهم است، زیرا شرایط لازم- برای انجام کارهایی که مردم ارزش فوق العاده ای برای آنها قائلند فراهم می کند، نظیر آزادی فردی (آزادیهای اجتماعی، مذهبی، کسب و کارها، و...)، حکمرانی قانون و... . در عین حال، حکمرانی کور? راهی است برای نیل به پیامد ها و شرایط دلخواه. حکمرانی خوب را میتوان بهعنوان مدلی از حکمرانی تعریف کرد که منجر به نتایج اقتصادی و اجتماعی دلخواه شهروندان می شود. ساختارها و روابط نهادی، نه فقط در درون دولت، بلکه بین دولتها و سایر بخشهای جامعه، می توانند تأثیری تعیین کننده روی پیامدها و نتایج داشته باشند. بعلاوه، هر چند که دولت، تأثیر مهمی روی بسیاری از مسائل مورد توجه جامعه دارد، با اینحال، دولت تنها یکی از عوامل تأ ثیر گذار است. دلایل توجه به حکمرانی دولتها در آغاز قرن 21، با چالشهای جدیدی مواجه شده اند. از جمله: 1) در عصر جهانی شدن، دولتها باید واکنش فعالانه ای به فرصتهای مثبت اقتصادی و واکنشهای تدافعی نسبت به فشارهای منفی اقتصادی از خود نشان دهند. 2) بروز تغییرات جمعیتی در اکثر کشورها، بر دولتها بهعنوان کارفرما و فراهم کنند? خدمات تأ ثیر گذاشته است. جمعیت اکثر کشورها، مسنتر شده است و این جمعیت مسن، خواهان خدمات اجتماعی بیشتری است. همچنین، سازمانهای دولتی باید برای استخدام افراد ماهر و با انگیزه با سازمانهای غیر انتفاعی و کارفرمایان خصوصی رقابت کند. خصوصا" اینکه سطح دستمزد ها در بخش دولتی نسبت به بخش خصوصی پایینتر است. پس، سازمانهای دولتی باید مشوقهای غیر پولی دیگری برای استخدام و حفظ کارکنان با عملکرد بالا شناسایی کنند و این چالشی بزرگ برای آنها خواهد بود. 3) بخش دولتی با انتظارات جدید شهروندان تحصیل کرده روبرو خواهد بود. بدین معنی که شهروندان، انتظار دریافت خدمات با کیفیت بالاتری را خواهند داشت. بنابراین دولتها باید قابلیت هایی برای شهروندان و ذی نفعان فراهم آورند تا آنها بتوانند در موضوعات عمومی مشارکت فعالتری داشته باشند. 4) و نهایتا"، انتظارات پرسنل سازمانها تغییر کرده است و پاسخگویی به این انتظارات، شرایط جدیدی را می طلبد. پاسخگویی به این چالشها نیازمند برخورداری از حکمرانی صحیح در سطح کلان جامعه است.
تفاوت حاکمیت دولت با حکمرانی خوب حکمرانی واژه ای است که از اوایل ده? 1990 رایج شد و معمولا" مشابه با دولت و به جای آن مورد استفاده قرار گرفته است. فرهنگ فشرده آکسفورد دولت را بهعنوان مجموعه ای از نهاد های تشکیل شده از افراد که، یک اداره و یا وزارتخانه را هدایت و اداره می کنند، تعریف میکند. این فرهنگ همچنین دولت را بهعنوان عمل "روش حکومت کردن" تعریف می کند. این فرهنگ تعریف بسیار مشابهی برای حکمرانی ارائه می دهد که عبارت است از: "عمل، روش، حقیقت و یا وظیفه حکومت کردن، نفوذ و کنترل". همانگونه که مشاهده می شود، این دو واژه بسیار گمراه کننده و مبهم اند. اما این ابهام در کاربرد ایندو واژه، پیامد های نامناسبی را بههمراه خواهد داشت. نتیجه آن خواهد بود که مسائل مربوط به خط مشی، بی چون و چرا تبدیل به یک مسئله دولتی می شود. پیامد منطقی این موضوع، چنین خواهد بود که مسئولیت رسیدگی به این مسئله ضرورتا" بر دوش دولت قرار میگیرد و راههای دیگر برای پرداختن به مسئله و یا بخشهای دیگر جامعه که باید در پرداختن به مسئله از خود ابتکاراتی بروز دهند، مد نظر قرار نخواهند گرفت پس، یکی دانستن دولت با حکمرانی، روشهای شناسایی مسئله را محدود خواهد کرد و باعث گمراه شدن فرد در شناسایی استراتژی های مختلفی می شوند که برای برطرف کردن مشکل، در دسترس و مناسب خواهند بود. بطور خلاصه، وجود ابهام در واژه شناسی مرتبط با حکمرانی می تواند پیامد های اجرایی مهمی در پی داشته باشد. این امر ممکن است بر تعریف مسئله و نحو? تجزیه و تحلیل خط مشی رفع آن تأ ثیر بگذارد. زمانی که دولت در نظرشهروندان بهعنوان نهادی مستقل مطرح میشود (به جای اینکه یک فرایند باشد)، نیاز به حکمرانی بهعنوان مفهومی جدای از دولت خود را آشکار می نماید. گفته می شود که در آتن باستان که بهعنوان مهد دموکراسی شناخته شده است، شهروندان در بازار شهر همدیگر را ملاقات می کردند تا به مسائل مورد توجه جامعه و نحو? رفع آن بپردازند. در چنین شرایطی، دولت فرایندی بود برای پرداختن به مسائل و رفع آن. با اینحال، امروزه دولت بندرت بهعنوان یک فرایند تعریف می شود، بلکه بعنوان یک نهاد و یا مجموعه ای از نهادها نگریسته میشود و تنها یکی از چندین بازیگر اصلی در اجتماع است. زمانیکه دولت قادر به انجام کاری نباشد، سایر عاملان و بازیگران، ممکن است وارد عمل شوند و آن کار را انجام می دهند. مثلا" شهروندان با یکدیگر تصمیم بگیرند تا شهر خود را تمیز کنند. مشارکتهایی که مردم از آن سود میبرند می تواند شهروندان، مقامات دولتی و کسب و کارها را با یکدیگر هماهنگ کند، تا به برخی مسائل عمومی بپردازند و آنها را بر طرف کنند. امروز، دولتها اشکال مختلف مشارکت را تجربه میکنند که در آن، سیاستمداران یا دولتمردان، با سایر بخشهای جامعه، قدرت را به اشتراک می گذارند. این اشکال مختلف مشارکت به دلایل مختلف شکل می گیرند. جامعه به این نکته پی برده است که هر گروه، سهم و نقش خاصی در برطرف ساختن یک مسئله پیچیده دارد و یا اینکه، دولتها تمایل دارند به سرمایه کسب و کارها، دسترسی یابند. عمومیت یافتن چنین روابطی، این سوال را پیش آورده است که: چه کسی باید در چه کاری مشارکت داده و درگیر شود؟ بهعنوان مثال: برخی این سوال را مطرح می کنند که دولت تا چه اندازه باید با حوزههای مختلف در زمینه هایی که نفع عمومی مطرح است مثل آموزش و پرورش و یا بهداشت، مشارکت کند؟ پروفسور دونالد کتل در کتاب خود باعنوان تغییر حکمرانی( Transformations of governance) مباحثی را در خصوص تمایز بین دولت و حکمرانی ارائه می دهد. دولت یک فراساختار نهادی (Institutional superstructure) است که جامعه برای تبدیل سیاستها به خط مشی ها و قانون مورد استفاده قرار می دهد. حکمرانی، پیامد (نتیجه) تعامل دولت، خدمات عمومی و شهروندان از طریق فرایند سیاسی، توسعه خط مشی، طراحی برنامه و ارائه خدمت است. دولتها، نهادهای خاصی هستند که در حکمرانی مشارکت دارند. دولتهایی که نماینده مردمند، در جستجوی حمایت شهروندان هستند. با اینحال، این دولتها نیازمند مشارکت فعال کارکنان خود هستند. حکمرانی، نتیجه سیاستها، خط مشی ها و برنامه هاست. در اصل، مفهوم حکمرانی را می توان برای اشکال مختلف اقدامات اشتراکی مورد استفاده قرار داد. حکمرانی متوجه ابعاد استراتژیک تر هدایت است، یعنی اتخاذ تصمیمات کلانتر در خصوص نحوه هدایت و نقشها. بهعبارت دیگر، حکمرانی فقط متوجه این سوال نیست که" به کجا برویم" بلکه در پی پاسخگویی به این سوالات نیز هست: چه کسی باید در تصمیم گیری دخیل باشد؟ و با چه ظرفیتی؟ مفهوم حکمرانی در چهارسطح زیر مطرح است: 1) حکمرانی در فضای جهانی، که با مسائل فراتر از حوز? دولتهای ملی سروکار دارد. 2) حکمرانی در فضای ملی، یعنی درون یک کشور. این سطح خود دارای سطوح زیر است: سطح ملی، استانی، شهری و محلی. 3) حکمرانی در فضای سازمان یا حکمرانی سازمانی. این سطح شامل فعالیتهای مختلف سازمانها می شود که معمولا" باید در برابر هیأت مدیره پاسخگو باشد. برخی از این سازمانها خصوصی اند (نظیر شرکتهای تجاری خصوصی) و برخی دیگر دولتی نظیر (بیمارستانها، مدرسهها، شرکتهای دولتی و...). 4) حکمرانی در فضای جوامع محلی، که این سطح شامل فعالیتهایی در سطح محلی می شود.
اصول پنج گانه حکمرانی خوب تعریف اصول حکمرانی خوب، بسیار مشکل است. برنامه توسعه سازمان ملل متحد (1997, UNDP) مجموعه ای از اصول را تشریح کرده است که با کمی اختلاف، تقریبا" در سطح جهانی پذیرفته شده است. باید توجه داشت که این اصول غالبا" با یکدیگر تداخل دارند و در بعضی مواقع، با یکدیگر در تضاد هستند. بکارگیری این اصول، بسیار مشکل بوده و کلیه آنها متوجه نتایج حاصل از قدرت نیستند، بلکه به نحو? اعمال قدرت نیز توجه دارند. در جدول (1)، این اصول ارائه شده است. ساختمان حکمرانی بخش دولتی سازمان می تواند بر اساس مشاوره کارآمد با ذی نفعان درونی و بیرونی، در اختیار داشتن اطلاعات مناسب و پشتیبانی از تصمیم، تشکیلاتی بهوجود آورد که او را قادر به برنامهریزی و ارائه ستاده ها و نتایج مورد نیاز پاسخگویی درونی و بیرونی سازد. با اینحال، این عوامل، عواملی پویا هستند که می توانند بسیار تحت تأثیر ابعاد انسانی، رفتار و ارزشها قرار گیرند. اجرا، حفظ و تقویت این عوامل، این شانس را افزایش می دهد که سازمان از اعتماد ذی نفعان، ارباب رجوع، پرسنل و مدیریت خود برخوردار شده و مشخص شود که سازمان تصمیماتی سالم، آگاهانه و مسئولانه اتخاذ می کند که منجر به اقدامات مناسب و کارآمد می شود. استفاده از تشکیلات عملیاتی حکمرانی بهتر، سازگاری و عملکرد سازمان را تضمین نمیکند، اما این عاملی حیاتی است که شانس و احتمال موفقیت در هر دو زمینه را افزایش می دهد. بر عکس، به احتمال خیلی زیاد، سازمانی که توجه کمی به مسائل حکمرانی مبذول می دارد ، نهایتا" با شکستهایی جدی از لحاظ برآوردن حداقل الزامات قانونی و یا انتظارات عملکرد و یا هر دو مواجه خواهد شد. روابطی که بین عناصر مختلف حکمرانی خوب برقرار می شوند بسیار مهمند. رهبری، اصول اخلاقی و یک فرهنگ عملکردی، چارچوب را بعنوان یک کل، حمایت کرده و آنرا حفظ میکند. بدون آنها، زیر بنایی وجود نخواهد داشت که ساختمان بر آن اساس استوار شود. - رابطه با ذی نفعان : بسیاری از سازمان های بخش دولتی، ذی نفعان مختلفی دارند که منافع آنها بسیار متنوع بوده و حتی گاهی با یکدیگر در تضاد و تعارض است. پس، مدیریت ذی نفعان یکی از ابعاد کلیدی مدیریت ریسک برای سازمانهای دولتی است. معمولا" نمی توان از کلیه تعارضات جلوگیری کرد. آن دسته از ذی نفعانی که بیشترین منافع را در اختیار سازمان قرار می دهند، همان افرادی هستند که بیشترین نفع را از نتایج سازمان می برند. همچنین، باید درجه، ماهیت و گستردگی این تعارضات بالقوه را مدنظر قرار داد، طرفین درگیر را نسبت به این تعارضات آگاه نمود و برای کاهش احتمال بروز این تعارضات، قرار داد هایی بین طرفین وضع کرد. - مدیریت ریسک : مدیریت ریسک فرایند شناسایی، تجزیه و تحلیل، نظارت و اعلام ریسک ها را برقرار میکند. این ریسک ها، ممکن است سازمان را از نیل به اهداف خود باز دارد و یا اینکه فرصت کسب منافع بیشتر را پیش روی سازمان قرار دهد. مدیریت ریسک، کنترل و انعطاف پذیری سازمانی را فراهم می آورد. مدیریت ریسک، غالبا" با نگاهی از بیرون، نقش سازمان را مورد بررسی قرار میدهد و آنرا تقویت میکند. از این طریق، توجه به مشتریان و ارباب رجوع افزایش مییابد و تأکید بیشتری بر نتایج مبذول می شود و بر اولویتهای منافع و ارزیابی عملکرد بعنوان بخشی از تصمیم گیری مدیریت تمرکز می شود. برای اینکه فرایند مدیریت ریسک کارآمد باشد باید دقیق، ساختارمند و سیستماتیک باشد. مدیریت ریسک کارآمد نیازمند سازمانی است که از فرهنگ ارزیابی ریسک برخوردار باشد. - پاسخگویی بیرونی : سازمانهای موفق دولتی در امر پاسخگویی، معمولا" الزام به پاسخگویی را جزء اولین مراحل برنامه ریزی، توسع? خط مشی و تصمیم گیری خود قرار می دهند. امنیت بیرونی عاملی اساسی برای سازمان است تا بتواند خود را بعنوان بخشی از دولت ابقا کند. نیل به پاسخگویی و سازگاری، یکی از معیار های موفقیت سازمانهای دولتی است. مراجع متعددی در محیط بیرون سازمانهای دولتی وجود دارند که این سازمانها باید نسبت به آنها پاسخگو باشند. یکی از مهمترین این مراجع، مجلسها هستند.
- پاسخگویی درونی : تشکیلات پاسخگویی درونی باید ارتباط نزدیکی با تشکیلات پاسخگویی بیرونی داشته باشند. برای نیل به کارآمدی، تشکیلات درونی باید بر اساس انتظارات و استاندارد های گستردهتر، بنا شوند. اولین وظیفه تشکیلات پاسخگویی درونی، تضمین وضوح نقشها و ارتباطات مربوط به تصمیمات و اقدامات است. اینکه این تشکیلات، درونی هستند، بدین معنی نیست که آنها ضرورتا" باید محرمانه باقی بمانند و برای افراد و سازمانهای بیرون از سازمان ناشناخته باشند. - برنامه ریزی و نظارت بر عملکرد : حکمرانی فقط درباره سازگاری و برآورده ساختن الزامات رسمی پاسخگویی نیست. حکمرانی فراتر از اینهاست و بدنبال حصول اطمینان از این نکته است که سازمان نهایت تلاش خود را بعمل آورده است. تا به خط مشی و اهداف عملیاتی خود دست یابد. اطلاعات و پشتیبانی از تصمیم : در یک محیط عملیاتی بسیار پیچیده و چند بُعدی، سازمانهای دولتی باید اطلاعات خود را به روشهایی پیشرفته تر مدیریت کنند. این شامل، حفظ مناسب اسناد، فایلها و سایر اسناد حاوی اطلاعات مختلف می شود. - بررسی و ارزیابی تشکیلات حکمرانی : بررسی و ارزیابی عملکرد سازمان و فعالیتهای آن، بخشی مهم از وظایف هیئت مدیره و کمیته های مختلف سازمان است. در زمانهای مختلف، اعضای هیئت مدیره و کمیته های آنها باید جهت ارزیابی تشکیلات کلان حکمرانی و همچنین عملکرد و نقشهای خود، سرمایه گذاری کنند. این امر می تواند به فرایند یادگیری کمک کند، منجر به بهبود شود و به سازمان امکان رویارویی موفقیت آمیز با چالشهای جدید را بدهد. ارزیابی تشکیلات حکمرانی می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. در انجام ارزیابی، باید نکات زیر را مدنظر قرار داد. *زمان بندی: تشکیلات حکمرانی باید بطور مداوم و مشروح هر سال یا هر دو سال یکبار مورد بررسی قرار گیرند. همچنین، در هر زمان که عاملی مهم بروز کند که بر پاسخگویی سازمان یا تشکیلات مدیریت تأثیر میگذارد باید تشکیلات حکمرانی مورد باز بینی قرار گیرند. * بررسی بیرونی در برابر بررسی درونی: انجام بررسی درونی که از آن طریق مدیر ارشد سازمان ساختار های حکمرانی سازمان و عملکرد خود را مورد باز بینی قرار می دهد، کافی بهنظر می رسد. با این حال، هر از چند گاهی باید بررسیهای بیرونی نیز انجام گیرد. این بررسی می تواند اطلاعاتی را برای انجام سیرهای مختلف در طول زمان فراهم سازد. * قلمرو: بررسی حکمرانی می تواند گسترده باشد و تمام بخشهای سازمان را در بر گیرد و یا اینکه محدود به سطح خاصی شود. با این حال، در هر صورت باید پیروی (نظیر توجه به الزامات قانونی و استاندارد های عام ساختار) و مسائل عملکردی (نظیر کیفیت تصمیم گیری، برگزاری جلسات و اثر بخشی ابلاغ تصمیمات) مد نظر قرار گیرد.
حرکت از مدیریت نوین دولتی به سمت حکمرانی جدول (2)، مسائل مورد نظر حکمرانی و مدیریت دولتی نوین را نشان می دهد. حهت نیل به حکمرانی خوب باید مسائل مورد نظر این رویکرد رامورد توجه قرار داد. این جدول در این خصوص کمک شایانی می کند. نتیجه گیری بسیاری از صاحب نظران معتقدند که حکمرانی، تجویزی نیست. با این حال، برخی اشکال حکمرانی، بدون شک بهتر از سایر اشکال است. در مورد عوامل و عناصر تشکیل دهند? حکمرانی خوب، اختلاف نظر زیادی وجود ندارد. با این حال، استفاد? عملی از ویژگیهای حکمرانی خوب، اختلاف نظرهایی را بهوجود می آورد، زیرا این ویژگیها با یکدیگر در تعارض هستند و تأ کید بیش از حد بر یک ویژگی، ممکن است منجر به بروز نتایج ناخواسته شود. مشارکت عمومی، اصلی جذاب است، اما افراط در آن منجر به خط مشی گذاری گروهی و اتخاذ تصمیمات توسط افرادی می شود که از دانش کمی برخوردار بوده و التزام به پاسخگویی ندارند. همچنین، وجود رسانه های مستقل و مهار نشده، ممکن است توجیه ناپذیر جلوه کند. میزان تأ کید بر ابعاد مختلف حکمرانی سالم در شرایط مختلف، متفاوت است، زیرا جوامع برای پیامد ها و نتایج مختلف ارزشهای متفاوتی قائلند. بعنوان مثال: فرهنگهای سود جوی غربی، برای کارآیی اهمیت بیشتری قائلند. در مقابل، برخی فرهنگها برای حقوق افراد اهمیت زیادی قائلند و برخی دیگر بر تعهدات گروهی تأ کید می ورزند. برخی جوامع، هدف اول خود را رشد اقتصادی می دانند و برخی دیگر برای تنوع و غنای فرهنگی ارزش قائلند و... . تعیین عوامل تشکیل دهند? "حکمرانی خوب" منجر به بحث و مناقشه روی هنجارهای فرهنگی و ارزشی و پیامد های اقتصادی و اجتماعی دلخواه می شود. این نیز خود منجر به بروز سوالاتی چون نقش دولت، نحو? ارتباط دولتها با شهروندان، روابط بین شاخه های قانون گذار، اجرایی و قضایی دولت و نقش بخشهای مختلف می شود. یکی دیگر از سوالات مرتبط با مفهوم "حکمرانی خوب" این است که چه موقع رویکرد های مختلف نسبت به حکمرانی با مراحل مختلف توسعه سازگاری و تناسب دارند. آنچه که تحت برخی از شرایط تاریخی دلخواه بنظر می رسد، ممکن است تحت شرایطی دیگر، دلخواه نباشد. بعنوان مثال: بسیاری از منتقدان، سنگاپور را بعنوان جامعه ای سرکوب گر و برخوردار از کنترل زیاد دولتی، تصور می کنند. با این حال، توسعه اجتماعی و اقتصادی سنگاپور در30 سال گذشته موجب پیشی گرفتن این کشور از بسیاری از کشورهای در حال توسعه ثروتمند شده است. نخست وزیر این کشور، بخش اعظم موفقیت اقتصادی و ثبات اجتماعی سنگاپور را به سیاستهای حکمرانی نسبت می دهد. بحث دربار? حکمرانی خوب، سوالاتی دربار? ابزارها و اهداف بهوجود می آورد. بعنوان مثال: آیا دموکراسی یک ابزار است یا یک هدف. با این حال، همه چیز نسبی نیست. برخی هنجارها و ارزشهای جهانی وجود دارند که بین فرهنگهای مختلف کاربرد دارند. مثلا سازمان ملل متحد سیستمی حاوی ویژگیهای حکمرانی خوب را منتشر کرده است که شامل بسیاری از هنجارهای مطرح شده نظیر مشارکت، حکمرانی قانون، شفافیت، پاسخگویی، کارآیی و اثربخشی است. درک و شناخت عمیق مفهوم حکمرانی خوب، میتواند معیارهای ارزشمندی را فراهم کند که به دولتها و جوامع کمک کند تا درک بهتری از رابطه بین اشکال مختلف نهادی و راههای فراهم آوردن سلامت اجتماعی- اقتصادی برای شهروندان بهدست آورند. درک بهتر حکمرانی خوب می تواند یک نقشه راه یا مبنایی برای قضاوت در خصوص فرایندهای آتی اصلاحات نهادی و تکامل در بخش دولتی فراهم کند. این میتواند جایگزینی مناسب برای کاهش انداز? مؤسسات عمومی باشد که در سالیان اخیر، بعنوان "اصلاحات" از آن یاد شده است. منابع: 1) وارث، سید حامد، "نگرش فراپارادایمی به مدیریت دولتی"، فصلنامه دانش مدیریت، سال چهاردهم، شماره 55، 1380؛ دانشکده مدیریت دانشگاه تهران. 2) Challenges of Good Governance wb-cu.car.chula.ac.th/papers/corpgov/cg0772.htm 3) The Good Governance Standard for Public Services www.opm.co.uk/icgggps/download_upload/Standard.pdf 4) Sustainability and good governance: Monitoring participation. www.clg.unts.edu.au/Research/WebsitePorterAdelaidePaper.PDF 5) How Good Must Governance Be? www.qog.pol.gmdu.se/conferences/november2005/papers/Goldsmith.pdf
چكيده يكي از بهترين و مناسب ترين راه جهت انتقال تجربيات و تفكرات علمي ، نگارش مقاله است . انتقال تجربيات كارگاهي ، معرفي روش هاي نوين علمي در زمينه هاي مختلف علوم ، ارايه پيشنهادات تجربه شده جهت دستيابي به فنون جديد علمي و عملي ، اعلام نظر علمي در خصوص پژوهشهاي صورت گرفته توسط ديگران ، معرفي پروژه ها و عملكردهاي موفق و ناموفق در زمينه هاي اجرايي ، بزرگ نمايي نقاط قوت و ضعف عملكردهاي اجرايي ، موافقت و يا مخالفت اصولي و مستند با ديگر مقالات ارايه شده ، ارايه راهكارهايي جهت بهتر و يا رفع نقص نظرات ديگران و ديگر موارد مشابه از فوايدي است كه نگارش مقاله به همراه دارد . در اين مقاله تلاش شده است تا علت نياز به مقاله نويسي و چگونگي آن مورد بررسي و گفتمان قرار گيرد . مقدمه ايران جزو معدود كشورهايي است كه اكثر نيروهاي كاردان و كارشناس آن با تلاشي مسئول پذير و موثر در زمينه هاي علمي و اجتماعي اقدام به فعاليت مي كنند . تجربياتي كه در طول فعاليت كارشناسان در پروژه هاي مختلف اجرايي ، فعاليتهاي پژوهشي و تحقيقات اجتماعي و ابداعي بدست مي آيد ، بسيار باارزش است و نياز است تا اين تجربيات گرانبها ، به جامعه علمي جهان منتقل گردد . متاسفانه بسياري از كارشناسان فعال كه سرمايه هاي اصلي اين كشور هستند ، به جهت غرق شدن در فعاليتهاي تخصصي خود ، فرصت انتقال تجربيات كسب شده به ديگران را ندارند . در صورتي كه اين قشر از كارشناسان ، همت نموده و قلم در دست گرفته و اقدام به مقاله نويسي نمايند ، بسياري از مشكلات اجرايي و اجتماعي در جاي جاي كشور و متناسب با مقاله ارايه شده ، حل خواهد شد . نمي توان ادعا نمود كه تجربه كسب شده توسط نيروهاي فني و علمي هر فعاليت پژوهشي و اجرايي ، مختص يك بازه مكاني و زماني خاص است و چه بسا بسيار پروژه هاي علمي و اجتماعي در نقطه اي ديگر از كشور ، با مسئله اي مشابه مشكل حل شده توسط آن كارشناس دلسوز و متفكر كه نسبت به رفع آن اقداماتي اصولي انجام داده است ، مواجه باشند . انتقال تجربه بصورت مقاله نويسي و آن هم از سمت و سوي مراكز معتبر علمي مي تواند تاثير بسزايي در پيشرفت علم و تسريع در امور اجرايي و علمي داشته باشد . تجربه نشدن مواردي كه توسط ديگران تجربه شده و به موفقيت رسيده است بسيار باارزش و مورد تاكيد بزرگان علم و دين است . ارايه مقاله با هر هدف و منظوري مي تواند اثرات مثبت بي شماري را داشته باشد . چه بسا ارايه يك نظريه سست و آزمون نشده باعث شود تا كارشناسي ديگر به جهت قابليتهايي كه در دوره فعاليت خود كسب نموده است ، نسبت به تكميل و اصلاح آن اقدام نموده و مقاله اي موفق را به جامعه علمي جهان ارايه دهد . جهت نگارش مقاله و ارايه آن در محافل علمي ، نياز است تا مواردي مهم در نظر گرفته شود . چگونه مقاله نويسي نياز به گام هايي مشخص دارد كه در ذيل به آن اشاره خواهد شد . شرايط نگارش مقاله : 1 - از مهمترين عواملي كه باعث مي شود تا يك كارشناس ، اقدام به نگارش مقاله نمايد ، بار علمي اوست . اين بار علمي مي تواند حاصل مطالعات فراوان ، تحقيق در خصوص مواردي خاص و كسب تجربه موفق در پروژه هاي علمي و اجتماعي باشد . 2 – مقاله نويس بايد تسلط كامل بر موضوع مقاله اي كه درنظردارد عنوان نمايد ، داشته باشد . نياز است تا موضوع مدنظر مقاله نويس از هر جهت مورد ارزيابي قرار گيرد و سوالاتي كه ممكن است به هنگام ارايه مقاله مطرح شود را به نوعي در مقاله در حال تنظيم پاسخ داده باشد . 3 – نياز است تا مقاله نويس، مقالات متعددي كه در زمينه موضوع مدنظر نوشته شده است را، مطالعه نموده تا از تحقيق و يا نگارش تكراري آن موضوع جلوگيري شود . 4 – بهتر است ارايه تجربيات بصورت موضوعي و مشخص صورت گيرد و از مطرح نمودن چندين موضع در يك مقاله خودداري شود . يك مقاله موفق زماني مورد توجه صاحب نظران قرار مي گيرد كه موضوع مشخص و قابل پيگيري را مطرح نمايد . براي مثال در صورتي كه در نظراست جهت اصلاح عملكرد يك دستگاه آبياري تحت فشار مقاله ارايه گردد ، مي بايست ايرادهاي موجود بر دستگاه را طبقه بندي نموده و فقط نسبت به مهمتر ين ايراد آن اقدام به مقاله نويسي نموده و ديگر مشكلات دستگاه را در مقالات بعدي و به ترتيب اهميت عنوان نمايد . 5 - مقاله نويس بايد توانايي و شجاعت ارايه مطالب ، فرضيات و تجربيات كسب شده خود را داشته باشد . مقالات بسياري وجود دارند كه به جهت ناتواني ارايه دهنده مقاله بصورت مسكوت باقي مانده و به مطالب علمي و تجربيات مطرح شده در مقاله به ديد ترديد نگريسته مي شود . 6 – كارشناساني كه قصد تجربه نمودن ارايه مقاله را دارند حداكثر سعي نمايند تا از ارايه مقاله بصورت تك نگارنده خودداري نمايند . بهره گيري از تجربه كارشناسان ديگر كه در ارايه مقاله موفق بوده اند بسيار اهميت دارد و موفقيت تكميل مقاله را به همراه خواهد داشت . 7 – در صورتي كه نگارنده درنظر دارد تا علم ، تكنيك و يا تجربه پيچيده و جديدي را مطرح كند ، بهتر است تا تقسيم بندي اصولي بر كل موضوع انجام دهد و سپس براي هر موضوع مشخص ، يك مقاله كاربردي ارايه نمايند . ارايه يك مقاله جهت معرفي يك تجربه يا علم با پيچيدگي هاي خاص ، هرگز موفق نخواهد بود و جمع بندي آن مقاله بسيار دشوار مي باشد . 8 – بخاطر داشته باشيم كه نگارش هر مقاله حاصل تلاش و تحقيق ديگر كارشناسان شايسته مي باشد . در صورتي كه در نظر است تا نسبت به اصلاح و يا بازنگري مقالات ديگران اقدام گردد ، نياز است تا فعاليتي گسترده و بصورت كاملا علمي و عملي اقدام شود و به هنگام ارايه مقاله ، از انكار مطالب نوشته شده توسط ديگران خودداري گردد . در چنين شرايطي بهتر است تا با ارايه دهنده مقاله تماس حاصل نمود و نظرات خود را جهت اصلاح مقاله ارايه داد . چه بسا نظر اصلاحي، مورد پذيرش قرار گرفته و مقاله جديد با شراكت هر دو كارشناس ، بازنگري شود . 9 – مقاله دهنده بايد پذيراي ايرادهاي وارده به مقاله باشد و از موضع گيري نامعقول جهت دفاع از مقاله ، خودداري نمايد . سوالات و اشكالاتي كه به مقاله گرفته مي شود بايد مورد توجه نگارنده قرار گرفته و در مقالات بعدي ، پس از تكميل مطالعات ، نسبت به اعمال نظرات اقدام نمايد . 10 – مقالاتي كه در نظر است تا عليه يك فعاليت اجرايي و يا اقدام علمي نوشته شود مي بايست بسيار محكم و ريشه دار باشد . به زير سوال بردن كليات يك عملكرد علمي و يا اجتماعي ، مخالفت بسياري از مديران و مجريان اجرايي را بهمراه دارد . چه بسا تفكر نگارنده در خصوص ايراداتي كه به فعاليت اجرايي گرفته است بي پايه و براساس فرضياتي نامفهوم شكل گرفته باشد . در چنين شرايطي بهتر است با چندين صاحب نظر تا قبل از ارايه مقاله مذاكره گردد تا از ايجاد تنش در جامعه علمي جلوگيري شود . -11 گاها نياز است تا نگارنده با تداوم آزمايشات و به موازات كسب تجربياتي بيشتر ، نسبت به تكميل مقاله قبل خود اقدام نموده و از اصلاح گام به گام آن حراسي نداشته باشد . 12 - پافشاري بر مطالب علمي ابداع شده كه از نظر نگارنده و پس از مدتها تحقيق و پژوهش به اثبات رسيده باشد ، الزامي است و عقب نشيني از تكميل مقاله به منزله كاربردي نبودن علم پيشنهادي است . لذا تاكيد مجدد بر شجاعت نگارنده در اين مرحله نيز لازم است . 13 – به هنگام ارايه مقاله از روخواني آن خودداري شود . روخواني مقاله به منزله عدم آمادگي نگارنده جهت ارايه مقاله است . همچنين ارايه مقاله بصورت توضيحي و بدون روخواني دلالت بر تسلط مقاله دهنده داشته و بيشتر مورد توجه شنوندگان قرار مي گيرد . -14 استفاده از منابع و ذكر آن در انتهاي مقاله ، دلالت برضعف نگارنده جهت ارايه مقاله اي موفق نبوده و نشانگر مطالعات گسترده نگارنده در زمينه موضوع پيشنهادي مي باشد . -15 رعايت فرمت تنظيم مقاله ، از ديگر مواردي است كه نگارنده ملزم به رعايت آن است . عدم رعايت فرمت نگارش مقاله ( مطابق درخواست هر مرجع علمي ) مي تواند دليلي بر بي توجهي نگارنده در مراتب علمي و تحقيقاتي اش باشد . 16 – نگارنده همواره بايد تلاش نمايد تا جهت ارايه مقاله اي كامل ، به ديگران كمك نمايد . اين امر باعث موفقيت بيشتر در زمينه تنظيم مقاله خواهد شد . 17 – گاها مشاهده شده است كه برخي از كارشناسان به جهت ترس از سرقت اطلاعاتشان ، از دادن مقاله خودداري مي كنند . نياز است تا اين كارشناسان دريابند كه علم و يا تجربه بدست آمده توسط آنان ، شايد نوآوري باشد ولي عدم ارايه آن دليل بر بدست نيامدن آن علم ، توسط كارشناسي ديگر ، و در نقطه اي ديگر نيست . تاخير در ارايه علم و يا تجربه كسب شده مي تواند خيانت به علم و جامعه علمي محسوب شود . روند نگارش مقاله 1 – عنوان مقاله انتخاب عنواني مناسب كه معرف كامل موضوع مقاله باشد ، ضروري است . عنوان انتخاب شده از اهميت بالايي برخوردار است لذا بايد معرف كامل مقاله نوشته شده باشد . بارها مشاهده شده است كه به جهت مغايرت در عنوان، با موضوعات نوشته شده در مقاله ، كليات مقاله مردود اعلام گرديده است . پيشنهاد مي شود جهت انتخاب عنوان مقاله ، با تعدادي از كارش ناسان موفق مشورت گردد . 2 – چكيده مقاله همواره چكيده مقاله مورد توجه صاحب نظران قرار مي گيرد . نياز است تا چكيده مقاله نگاهي كلي به موضوع مقاله ، فعاليت انجام شده ، نظرات نگارنده و نتيجه بدست آمده باشد . در صورتي كه چكيده مقاله بصورت كامل و تخصصي نوشته ش ود ، خواننده ، به قرايت كامل مقاله تشويق شده و با اهداف و تجربيات نگارنده بيشتر آشنا مي گردد . 3 – واژه هاي كليدي برخي از پژوهشگران ، جهت بدست آوردن مطلب مورد نظر خود با تايپ كلمه مد نظر، اقدام به جستجو در صفحات اينترنت مي نمايند . واژه هاي كليدي در مقالات نيز نماينده موضوعات مطرح شده در مقاله مي باشد . لذا نياز است تا كلماتي كه اصل مقاله بر اساس آن نوشته شده است ، در واژه هاي كليدي آورده شوند . 4 – مقدمه ( طرح مسئله ) مطالب نوشته شده در مقدمه بايد كامل و جامع باشد . فعاليت هاي موجود كه در زمينه موضوع مقاله در محافل علمي و اجتماعي صورت مي گيرد ، بررسي سوابق مطالعاتي ديگران ، چگونگي شكل گيري ايده نگارنده جهت نگارش مقاله ، تاريخچه موضوعي كه نگارنده در خصوص آن اقدام به نگارش نموده است ، مقايسه فعاليت هاي پيشين با موضوعي كه در مقاله مطرح شده است ، شرح مختصري از دليل برتري موضوع پيشنهادي نگارنده و نهايتا هدفي روشن از ارايه مقاله در قسمت مقدمه آورده شود . 5 – مواد و روشها ( تكنولوژي پيشنهادي) روند كامل فعاليت انجام شده در دوره تحقيق مي بايست در اين قست آورده شود . خواننده بايد بتواند تا با خواندن قسمت مواد و روشها ، از كليه فعاليت ها، تجربيات كسب شده و علوم جديد مطرح شده آگاهي يابد . نياز است تا از كلي گويي در اين قسمت خودداري شده و روند اعلام مطالب بصورت منطقي و كاملا علمي صورت گيرد . پراكنده گويي در اين قست باعث سردرگمي خوانندگان خواهد شد . ارايه راهكارهاي كاملا علمي و استناد به تجربيات كسب شده از عوامل موفقيت نگارش بخش مواد و روشها است . در بخش مواد و روشها مي توان بخشهاي مرتبط با موضوع مقاله را بطور جداگانه و با عناوين مشخص مطرح نمود . براي مثال اگر عنوان مقاله در خصوص ايجاد زهكش سراسري باشد ، مي توان در قسمت مواد و روشها از عنواني تحت عنوان ": چگونگي اجراي زهكش " ، " مصالح بكار گرفته شده" ، چگونگي ايجاد درياچه هاي مصنوعي جهت تخليه زه آبها " و ديگر موارد مرتبط استفاده نموده و در خصوص هر كدام از آنها توضيحاتي جامع و مستند را ارايه داد . 6 – تجزيه و تحليل برخي از مقالات به جهت بهره گيري از مستنداتي گوناگون و يا استفاده از فرمولهاي مختلف رياضي ، نياز به تحليل و تجزيه نتايج كسب شده دارند . مطرح شدن اين قسمت از مقاله ، دلالت بر توان نگارنده جهت تكميل علمي مقاله را دارد. 7 – نتيجه گيري جمع بندي كل مقاله و اعلام نتيجه اي مشخص و شفاف از مواردي است كه مي بايست در قسمت نتيجه گيري مطرح شود . در نتيجه گيري نبايد به مواردي اشاره نمود كه در چكيده مقاله و يا در مواد و روشها به آن اشاره نشده باشد . مطالب نوشته شده در قسمت نتيجه گيري، نمايانگر تلاش نگارنده مقاله در طول دوران تحقيق و فعاليت است لذا نياز است تا از كلماتي كاملا روشن و علمي جهت بيان نتايج بدست آمده استفاده شود . پيشنهاد مي گردد جهت تكميل اين بخش نيز با كارشناسان موفق مشورت گردد . 8 – سپاسگزاري هيچكس بدون كمك ديگران نمي تواند در مراحل مختلف زندگي ، خصوصا فعاليتهاي علمي ، موفق باشد . قدرداني نمودن از كساني كه نگارنده را به موفقيت رسانده است ، بيانگر شخصيت نگارنده و قدرشناسي و معرفت اوست . نتيجه گيري نگارش مقاله اثرات مثبتي بر روند رو به رشد كليه علوم را دارد. برخي از كارشناسان و نيروهاي فني مستقر در كارگاه ها ، به جهت درگير بودن مستقيم با فعاليت هاي اجرايي، تجربياتي را كسب مي كنند كه انعكاس آن مي تواند كمك بزرگي به جامعه علمي جهان باشد . دانستن علت نگارش مقاله و آموختن چگونگي نوشتن آن مي تواند كمكي قابل ملاحظه به آن دسته از نيروهاي متخصصي باشد كه تاكنون اقدام به مقاله نويسي ننموده و با روند آن آگاهي ندارند . تشويق كارشناسان به مقاله نويسي و انتقال تجربه به جامعه علمي ، مي تواند پايه هاي استواري جهت شكل گيري سريعتر دانش در جهان شود .
به اين مطلب امتياز دهيد:
Users here:
You haven`t enough privileges to reply in this forum.
Share this link:
| Processing time: 0.0980940 sec.
| Users online: - 0
| Guests online: - 4
| اين بخش متعلق است به: كانون دانش |