| Home | Register | Members area | Search | Forum | Chat | Blogs | Articles | FAQ | Subscription | Links | Statistics | راهنما | | فروشگاه |

Forum

Forum :: Search by forum :: Forum Options :: Forum`s Top


D- كلوب هاي علوم انساني > تاریخ > داستان کوتاه : آشیانه گنجشک
n1380 #1
Posts: 401

Offline
2013/10/24 17:29:37
داستان کوتاه : آشیانه گنجشک


داستان کوتاه : آشیانه گنجشک


در تذکره دولت شاه آمده است : همراه با سپاه پادشاه ایرانزمین سنجر شاه سلجوقی (یکی از اجداد حکیم ارد بزرگ) در نزدیکی رادکان خراسان بودم دیدم که بر فراز سایه بان و چادر پادشاهی گنجشکی آشیانه بساخت و تخم نهاد ، چون هنگام کوچ رسید پادشاه به یکی از اتابکان گفت: همین جا بمان و نگاهبان آشیانه گنجشک باش تا گنجشک بچه بپرورد و بپراند ، تا آن زمان سایه بان را فرو نیاور و نگاهبان باش ...

سنجرشاه ، دلی نرم داشت دانا و فهمیده بود به هر روستایی درآمدیم مردم به پیشواز شاه می آمدند و او را می ستودند ...


-----------------
نوید

به اين مطلب امتياز دهيد:

0
Users here:

You haven`t enough privileges to reply in this forum.


| Processing time: 0.0604670 sec. | Users online: - 0 | Guests online: - 3 | اين بخش متعلق است به: كانون دانش |

Feedback | پرسش از مدير | RSS News Feeds | Testimonials | Terms Of Use | Privacy Statement