مواد طبيعي بسياري براي كاهش وزن در دسترس قرار دارند. با اين حال، بهنظر ميرسد كه چاي حاوي عسل و دارچين يكي از دلپذيرترين مواد طبيعي براي كاهش وزن باشد. آيا اين معجون پرانرژي ميتواند به كسي در رسيدن به وزن مناسب كمك كند؟
بسياري از مردم ادعا ميكنند كه نوشيدن 2 بار در روز (صبح و شب) مخلوط عسل و دارچين در كاهش وزن مؤثر است. يك حقيقت علمي براي اين ادعا وجود دارد.
بهطور سنتي، از عسل بهعنوان مادهاي خوابآور، مسكن گلودرد و حتي التيامبخش زخم استفاده شده است،اما آيا عسل ميتواند به كاهش وزن نيز كمك كند؟ برخي از دانشمندان معتقدند كه عسل ميتواند اين كار را انجام دهد. بديهي است كه اكثر افراد چاق از عارضه مقاومت به انسولين نيز رنج ميبرند. اين عارضه مانع سوختوساز درست گلوكز ميشود. هنگامي كه چنين شرايطي رخ ميدهد كاهش وزن بسيار دشوار ميشود. برخي مطالعات نشان دادهاند، افرادي كه به مدت 30 روز از مخلوط عسل و دارچين استفاده كردهاند موفق شدهاند سطح مقاومت به انسولين بدن خود را كاهش دهند.
به گزارش ايزاين آرتيكل،80درصد از مواد تشكيلدهنده عسل را گلوكز و فروكتوز تشكيل ميدهد. گلوكز و فروكتوز عسل مانند ديگر شيرينكنندهها باعث افزايش قندخون نميشوند. به اين ترتيب حساسيت به انسولين كنترل ميشود. هرچه حساسيت سلولها به انسولين بيشتر باشد كمتر امكان دارد كه عارضه مقاومت به انسولين بروز كند. در اين صورت بدن از كارايي بيشتري براي سوزاندن چربي برخوردار ميشود. بهنظر ميرسد عسل حتي ميتواند بعضي از علائم مقاومت به انسولين را معكوس كند. اين در حالي است كه دارچين نيز در رابطه با بيماري ديابت تحت تحقيقات گستردهاي قرار گرفته است.
يك مطالعه پژوهشي آشكار كرده است كه خوردن حتي نصف يك قاشق چايخوري دارچين در روز نيز قادر به كاهش قندخون- بيماران ديابتي كه بهطور نامنظم كنترل شدهاند- ميشود. مطالعه ديگر روشن كرده است كه اجزاي تشكيلدهنده دارچين ميتوانند باعث كاهش و پيشگيري از مقاومت به انسولين شوند. مركز اشتها در مغز داراي گيرندههاي انسولين است. هنگامي كه فردي به عارضه مقاومت به انسولين دچار ميشود، بخش عمده انسولين قادر به رسيدن به اين گيرندهها نيست، غده لوزالمعده به توليد بيش از پيش انسولين ادامه ميدهد تا سطح گلوكز خون را پايين نگاه دارد و اين شرايط باعث تداوم پراشتهايي ميشود.
بهنظر ميرسد كه مخلوط عسل و دارچين قادر به تعديل برخي از اثرات مقاومت به انسولين است. بيماراني كه اين چاي را نوشيدهاند اظهار كماشتهايي و بيميلي نسبت به كربوهيدراتها را تجربه كردهاند. مقاومت به انسولين بهطور ويژه در ميان زنان بيشتر است. اضافهكردن عسل و دارچين به رژيم غذايي ميتواند راهي دلپذير براي كنترل اين عارضه و كمك خوبي براي كاهش وزن باشد. اگرچه دستورالعملهاي بسياري براي تهيه اين چاي وجود دارد، اما دستور اصلي تهيه آن بسيار ساده است:
• يك بخش دارچين به نسبت 2 بخش عسل • يك فنجان آب داغ روي دارچين بريزيد و نيم ساعت آن را در آب داغ بخيسانيد. • بعد از سرد شدن مخلوط آب و دارچين، عسل را اضافه كنيد. • نصف اين چاي را قبل از خواب و باقيمانده آن را صبح بنوشيد.
از آنجايي كه ممكن است اين چاي باعث كاهش قند خون شود، بهتر است بيماران در مورد مصرف آن با پزشك معالج خود مشورت كنند.
درست است كه شير و پنير در برنامه غذايي سهم قابل توجهي از چربي و كالري را به خود اختصاص ميدهند، ولي با اين حال مطالعات پژوهشي نشان ميدهد افرادي كه برنامه غذايي غني از كلسيم دارند، در كاهش وزن موفق ترند.
همه شما كلسيم را به عنوان يك ماده معدني مهم در حفظ تراكم استخوانها ميشناسيد. كلسيم در مواد لبني به ميزان خوبي وجود دارد و تا به حال توصيههاي زيادي براي مصرف لبنيات براي پيشگيري از بيماري پوكي استخوان شنيدهايد؛ اما شايد از نقش موثر لبنيات در كاهش وزن بياطلاع بودهايد.
يكي از گروههاي مهم غذايي كه بايد روزانه مصرف كنيم، لبنيات است. لبنيات منبع خوبي از پروتئين و همچنين روي و برخي ويتامينهاي گروه B است و منبع اصلي كلسيم براي ساخت و نگهداري استخوانهايي قوي و محكم به شمار ميآيد.
امروزه دانشمندان ثابت كردهاند لبنيات نه تنها از ابتلا به پوكي استخوان پيشگيري ميكند و در برقراري سلامت عمومي بدن موثر است، بلكه نقش موثري در تجزيه چربيهاي بدن و كاهش وزن دارد.
در تحقيقاتى كه بر روى افراد چاق انجام گرفته، ثابت شده است كسانى كه در برنامه غذايى روزانه شان از مقادير فراوان لبنيات استفاده كرده اند، كاهش وزن بيشترى را نسبت به افرادى كه همان ميزان كالرى را دريافت كرده اند، ولى لبنيات كمترى در برنامه غذايى داشته اند، تجربه كرده اند.
در يك مطالعه كه بر روى دو گروه از افراد چاق انجام شد نتايج به شرح زير بود:
گروه اول: رژيم غذايى براى كاهش وزن كه حاوى لبنيات فراوان بود، در طي 12 هفته حدود 10 كيلوگرم وزن كم كردند.
گروه دوم: رژيم غذايى براى كاهش وزن كه بدون محصولات لبنى بود، در طي 12 هفته حدود 8 كيلوگرم وزن كم كردند.
توضيح اينكه ميزان كالرى دريافتي در اين دو گروه مساوى بود.
بر اساس اين مطالعه توصيه شده است براى كم كردن وزن و داشتن وزن ايده آل بايستى يخچال را پر از شير و پنير و ماست كنيم ، زيرا كلسيم عامل مهمى در كنترل و تنظيم كالرى دريافتى بوده و باعث تسريع در از بين رفتن چربى و كاهش وزن مى شود كه البته اين كاهش در توده هاى چربى، بيشتر در ناحيه تنه بوده است.
همچنين محققان دريافتهاند كودكاني كه به طور مرتب شير مينوشند، نسبت به كودكاني كه كمتر شير مينوشند، كمتر دچار اضافه وزن و چاقي ميشوند. به همين دليل خانوادههايي كه همواره در برنامه غذايي روزانهشان، محصولات لبني مانند شير و ماست و... را به طور مرتب مصرف ميكنند، معمولا از تناسب اندام خوبي برخوردارند.
محققان در ابتدا تصور ميكردند كه فقط كلسيم موجود در مواد لبني باعث كاهش وزن ميشود؛ اما با وجود آنكه كلسيم با تجزيه چربي بدن در سلولهاي چربي به كاهش وزن كمك ميكند، محققان دريافتند كه ديگر تركيبات محصولات لبني مانند پروتئين موجود در آب پنير، لينولئيك اسيد گونژوگه و برخي آمينواسيدهاي ديگر موجود در لبنيات نيز در كاهش وزن نقش موثر ايفا ميكنند.
مصرف كلسيم به تنهايى و به شكل مكمل، نسبت به مصرف لبنيات، اثر كمترى در كاهش وزن دارد و اين به علت وجود مواد ديگرى در لبنيات مثل منگنز و فسفر است كه احتمالا روند تجزيه سلول هاى چربى را تسريع مى كنند و همچنين پروتئين موجود در محصولات لبنى سبب حفظ عضلات شده و از ضعف عضلانى پيشگيرى مى نمايد.
محصول لبني مناسب براي لاغر شدن اگر ميخواهيد براي كاهش وزن، لبنيات مصرف كنيد، بايد در انتخاب نوع آنها دقت كنيد، زيرا چربي موجود در لبنيات ميتواند همه نقشههاي شما را براي لاغر شدن نقش بر آب كند.
شير و ماست كمچرب براي اين منظور مناسب هستند.
پنيرها غالبا از چربي بيشتري برخوردارند، اما حذف پنير از برنامه غذايي هم خوب نيست. مصرف پنيرهاي سفت مانند پنير چدار مناسب است. پنير فتا و پنير بز نيز نسبتا چربي كمتري دارند.
در هر حال ميتوانيد روزانه به اندازه يك قوطي كبريت پنير را بدون نگراني بخوريد و نيز حداقل يك ليوان شير كمچرب و يك كاسه ماست كمچرب در برنامه غذايي روزانه خود بگنجانيد و منتظر نتايج آن براي كاهش وزن در درازمدت باشيد.
خيلي از ما وقتي خسته و بي حوصله مي شويم، از واژه افسردگي استفاده مي كنيم و مي گوييم: "احساس مي كنم، افسرده شده ام!" ولي آيا واقعا افسرده شده ايم يا كمي بي حوصله و خسته هستيم؟
بسياري از ما هم افسردگي را جدي نمي گيريم و آن را لوس بازي مي دانيم.
در مورد سروتونين چقدر مي دانيد؟
همه ما از نقش انسولين در بدن آگاه هستيم و به آن اهميت مي دهيم و اگر مشكلي پيش آيد، حتما تحت نظر پزشك قرار مي گيريم. اما در مورد سروتونين چي؟
بايد بگوييم كه اهميت سروتونين در بدن كمتر از انسولين نيست. سروتونين، شاه كليد بيماري هاي خلقي و شادي بخش طبيعي بدن مي باشد.
سروتونين از انتقال دهنده هاي عصبي است كه توسط سلول هاي عصبي (نورون) دستگاه گوارشي و دستگاه عصبي مركزي ترشح مي شود.
سروتونين بر روي خلق و خو و ساير عملكردهاي فيزيولوژيكي بدن از قبيل: تعادل، انرژي، تغذيه، خواب و جفت گيري تاثير مي گذارد.
سروتونين به طور طبيعي از مغز ترشح مي شود. اما گاهي حجم آن در خون پايين مي آيد، زيرا مقداري بازجذب و يا دفع مي شود.
نقش سروتونين در چاقي
تا به حال فكر كرده ايد كه چرا افراد چاق، از خوردن غذا لذت مي برند؟
هورمون سروتونين در مغز احساس شادي را به همراه مي آورد و با افزايش ميزان اين ماده شيميايي در افراد، كاهش وزن رخ مي دهد.
افرادي كه ميزان هورمون سروتونين در مغزشان پايين است، براي بهبود روحيه خود، ميل شديد به غذا پيدا مي كنند.
ورزش كردن و مصرف خوراكي هاي رنگين هر دو مي توانند، سروتونين را در مغز زياد كنند.
هورمون سروتونين، ميزان اشتها را كنترل مي كند. پزشكان انگليسي متوجه شدند كه گيرنده سروتونين در افراد داراي بيماري آنوركسيا (بي اشتهايي عصبي)، تفاوت هايي قابل ملاحظه اي با ساير افراد دارد.
افرادي كه سروتونين بالايي دارند، مستعد ابتلا به اضطراب مي باشند. پزشكان معتقدند كه شايد همين مسئله در سركوب كردن اشتها دخيل مي باشد.
كمبود سروتونين در بدن
كمبود سروتونين منجر به بروز عارضه تصلب شرايين مي شود.
فعاليت ضعيف سيستم سروتونين در مغز باعث كشيدن سيگار و عدم فعاليت بدني مي گردد و تمام اين ها باعث سفت شدن زودرس رگ هاي خوني به ويژه سرخرگ ها مي شود.
دكتر مارتين احمدي، استاديار و پزشك هسته اي مي گويد: يافته هايي كه رابطه بين پيغام هاي سروتونين در مغز و عارضه تصلب شرايين را نشان مي دهد، منجر به ايجاد راهكارهاي براي جلوگيري از ابتلا به بيماري هاي قلبي و سكته مي شود.
قند هاي رژيمي از قبيل آسپارتام مانع توليد هورمون سروتونين (هورمون شادي بخش) در مغز مي گردد. از آنجا كه اين هورمون مي تواند اشتها را متوقف كند، لذا كاهش اين هورمون مي تواند منجر به افسردگي و افزايش ميل به غذا خوردن گردد.
محققان كانادايي و اتريشي دريافتند كه ماده شيميايي موجود در مغز به نام "پروتئين ناقل سروتونين" كه باعث كاهش هورمون سروتونين مي گردد، در ماه هاي تاريك سال فعال تر مي باشد. همين مساله نشان دهنده اين مطلب است كه چرا بعضي افراد در زمستان كمتر سرحال و خوشحال مي باشند و از انرژي كمتري برخوردارند و به همين دليل، افراد در روزهايي كه خورشيد مي درخشد، شاداب تر و پرانرژي تر هستند ( منظور از انرژي در اين جا، همان سرزندگي و شادابي است).
منابع غذايي سروتونين
بوقلمون، مرغ و ماهي از منابع غذايي سروتونين هستند. بهتر است ماهي هاي چرب را مصرف كنيد، از قبيل: تن، سالمون، ساردين.
براي اثر بخشي بهتر سروتونين لازم است رژيم غذايي تان سرشار از كربوهيدرات به همراه پروتئين باشد. پروتئين شامل اسيد آمينه تريپتوفان مي باشد كه به توليد سروتونين در مغز كمك مي كند. مطالعات نشان داده است كه تريپتوفان براي توليد سروتونين نياز به كربوهيدرات دارد. پس سبزيجات، آجيل، شير، لوبيا، عدس و موز را مصرف كنيد.
اگر مي خواهيد سروتونين در بدن باقي بماند، از مصرف آرد و شكر و شيريني جات پرهيز كنيد، زيرا اين مواد غذايي موجب افزايش آني ميزان سروتونين در خون شده و ناگهان از مقدار آن كاسته مي شود.
مكمل امگا 3 نيز در بالا بردن ميزان سروتونين خون موثر است.
پيشگيري از كاهش سروتونين در بدن
براي جلوگيري از كاهش مقدار سروتونين در خون بايد كارهاي زير را انجام داد:
1- از مصرف كافئين، الكل و نيكوتين خودداري كنيد.
2- ورزش و تحرك بدني داشته باشيد.
3- با پزشك و يا متخصص تغذيه خود درباره هر رژيمي كه مي خواهيد بگيريد، مشورت كنيد.
بس كه رژيم گرفتم ديگه خسته شدم، هر دفعه به خودم ميگم اين بار ديگه تا آخرش ميرم، اما فايده نداره. وسط راه خسته ميشم و ول ميكنم. به نظرم من نميتونم رژيم بگيرم» شايد شما هم گاهي با خود يا با ديگران از اين دست گفتگوها داشتهايد. اگر اينطور است بايد بگويم كه شما تنها نيستيد.
سلامت نيوز :بسياري از كساني كه ميخواهند وزن خود را كاهش دهند، تجربه مشابهي را داشتهاند: در يك زمان خاص، يك دليل خاص باعث ميشود كه به فكر كم كردن وزن خود بيافتند، به كلينيك تغذيه مراجعه ميكنند و رژيم ميگيرند. تا مدتي همه چيز به خوبي پيش ميرود اما بعد از مدتي كم كم انگيزهشان ضعيف و ضعيفتر ميشود تا اينكه به كلي از رژيم خسته شده و آن را رها ميكنند. بعد يك دوره شكم چراني! در پيش ميگيرند و باز در يك زمان خاص ديگر، يك دليل خاص ديگر آنها را به فكر رژيم گرفتن مياندازد. اين بار به كلينيك ديگري مراجعه ميكنند و باز همان داستان تكرار ميشود. پس از چند سال كه رژيمهاي مختلف را تجربه ميكنند ميبينند كه از روز اول هم چاقتر شدهاند. اين بار به فكر كارهايي ميافتند كه يك بار براي هميشه آنها را از شر اين اضافه وزن لعنتي! خلاص كند. به همين خاطر به انواع داروهاي گياهي و شيميايي روي ميآورند يا اينكه به سراغ جراحان ميروند. اما آيا از اين راهها به نتيجه ميرسند؟ فعلا به پاسخ اين سوال كاري نداريم. پرسشي كه به دنبال پاسخ آن هستيم اين است كه چرا در رژيم گرفتن شكست ميخوريم؟ علت اصلي كه باعث ميشود افراد اراده كافي براي رعايت رژيم غذايي خود را نداشته باشند، چيست؟ براي آنكه بتوانيم پاسخ اين پرسش را بدهيم، بايد ابتدا بدانيم آن چيزي كه به آن «اراده» ميگوييم از كجا ميآيد؟ به طور خلاصه، اراده حاصل انگيزه است. از ديدگاه روانشناختي، ما هيچ كاري را بدون انگيزه انجام نميدهيم. اگر شما انگيزه كافي نداشته باشيد اين مطلب را نميخوانيد. اگر انگيزه كافي نداشته باشيد به كلينيك تغذيه نميرويد. خلاصه اينكه هيچ كاري بدون انگيزه امكان پذير نيست. پس در واقع سوال بالا را ميتوانيم اين طور مطرح كنيم كه چرا ما براي ادامه رژيم غذايي انگيزه كافي نداريم؟ براي درك اين موضوع بايد ببينيم كه انگيزه از كجا ميآيد؟ چرا براي بعضي كارها انگيزه زيادي داريم (مثلا ساعتها در صف ميايستيم تا تله كابين سوار شويم) و براي بعضي كارها انگيزه كمتري داريم (به عنوان مثال آماده شدن براي امتحان)؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه منبع تغذيه انگيزه، «هدف» است. اهداف ما هستند كه تعيين ميكنند ما براي چه كارهايي و به چه ميزاني انگيزه داشته باشيم. اگر اهداف ما به خوبي ترسيم شده باشند، بدانيم دقيقا به دنبال چه هستيم و بدانيم آن چيز چقدر براي ما ارزش دارد، آن وقت به همان نسبت نيز انگيزه پيدا خواهيم كرد كه كارهايي را انجام دهيم كه ما را به اهدافمان نزديكتر كند. به موضوع اضافه وزن برگرديم. اگر هدف شما اين است كه وزن خود را كاهش دهيد، اين هدف ميتواند در شما انگيزه ايجاد كند. اما سوال اينست كه چه ميزان؟ آيا اين انگيزه به اندازهاي هست كه بتواند شما را تا انتهاي دوره درمان به پيش ببرد يا اينكه در ميان راه شما را خواهد گذاشت؟ كساني كه در بالا به تجربه آنها اشاره شد، كساني هستند كه انگيزه دارند، اما نه به ميزان كافي. به همين خاطر هم در ميانه راه متوقف ميشوند و با اين كار تمام زحمتهايي را كه متحمل شدهاند و همه هزينههايي را كه كردهاند و زماني را كه به اين كار اختصاص دادهاند، به هدر ميدهند. پس عاقلانه اين است كه پيش از هر اقدامي، راههاي از بين رفتن دستاوردها را ببنديم و پس از آن براي رسيدن به نتيجه تلاش كنيم. چنان كه مولانا ميفرمايد: اول اي جان دفع شر موش كن وانگهان در جمع گندم كوش كن چگونه انگيزهاي قوي و پايدار در خود ايجاد كنيم؟ همانگونه كه در بالا به آن اشاره شد، براي داشتن انگيزهاي قوي و پايدار، ضروري است كه هدف خود را به درستي تعريف كنيم. به همين منظور گامهاي زير طراحي و تعريف شده است: گام اول: براي چي؟ پيش از هر اقدامي از خود بپرسيد چرا ميخواهم وزنم را كم كنم؟ دلايل خود را در يك برگه ليست كنيد و آنها را به ترتيب اولويت مرتب نماييد. به طوري كه اولين دليل، مهمترين دليل باشد. اين دلايل ميتواند هر چيزي باشد كه شما را به فكر كاهش وزن انداخته است مثل: «به خاطر اندامم، زانو درد دارم، ميترسم ديابت بگيرم، دو ماه ديگه عروسي دعوتم و ميخوام فلان لباس رو بپوشم و…». مسلما يك دليل به تنهايي نيست بلكه مجموعهاي از دلايل شما را به اين كار ترغيب كرده است. گام دوم: براي كي؟ بسيار مهم است كه بدانيد آيا اين دلايل تحت تاثير شخص (يا اشخاص) خاصي است؟ مثلا آيا همسرتان از شما خواسته است كه وزن خود را كم كنيد؟ آيا ريشخند فلان كس باعث شده به فكر لاغر شدن بيافتيد؟ آيا هدف شما از كم كردن وزن كسب رضايت و تاييد افراد خاصي است؟ يا اينكه خود شما به اين نتيجه رسيدهايد كه وزن خود را كاهش دهيد. به طور خلاصه آيا منشا هدف شما در درون شما است يا در بيرون از شما؟ گام سوم: يعني كه چي؟ از خود بپرسيد كارهايي را كه براي كم كردن وزن خود انجام ميدهيد (مثل رژيم گرفتن و ورزش منظم روزانه) براي شما چه معنايي دارد؟ آيا انجام اين كارها براي شما ناخوشايند است اما مجبوريد «جان كندني را بكنيد» يا از انجام آنها احساس شادابي و لذت ميكنيد؟ آيا اضافه وزن براي شما يك «چيز لعنتي» است كه بايد به هر شكلي شده زودتر از شر آن خلاص شويد يا اينكه وزن متعادل و سلامتي هدفي لذت بخش است كه دوست داريد به آن برسيد؟ آيا از ترس دچار شدن به بيماريهاي مختلف ميخواهيد وزن خود را كم كنيد يا براي اينكه لذت بيشتري از زندگي ببريد؟ در يك كلام آيا هدف شما هدفي جذاب است يا خير؟ حال دوباره به ليست دلايل خود نگاه كنيد. هر كدام از اين دلايل، بخشي از هدف شما را تشكيل ميدهند. براي آن بدانيد براي رسيدن به هدف چقدر انگيزه داريد، از «جدول محاسبه اراده» استفاده كنيد. براي اين منظور، دلايلي را كه منشا آن ديگران هستند در ستون اهداف بيروني و دلايلي را كه منشا آن در درون خود شما است در ستون اهداف دروني جاي دهيد. توجه داشته باشيد كه بيشتر اهداف هم دروني هستند و هم بيروني. پس در نظر بگيريد كه اگر كل نمرهاي كه به يك علت تعلق ميگيرد ۱۰ باشد، چند نمره را به منشا بيروني و چند نمره را به منشا دروني ميدهيد. نمرهها را در ستونهاي مربوط به آن بنويسيد. سپس دلايل را دوباره غربال كنيد. اين بار مشخص كنيد كه انجام دادن كارهايي كه براي رسيدن به هدف انجام ميدهيد تا چه حد براي شما لذت بخش يا سخت و آزار دهنده است و نمره آنها را در سطرهاي مربوطه بنويسيد. حال نمرهها را با هم جمع بزنيد. هر چقدر نمره شما در خانه ۱ جدول بيشتر باشد، اراده و انگيزه شما قويتر و در نتيجه احتمال موفقيت شما بيشتر است و هر چقدر نمره شما در خانه ۴ بيشتر باشد، احتمال نيمهتمام رها كردن درمان بيشتر است.
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با: