1- that was close : نزدیک بودا! مثال: that was close! You almost hit that man مثال: she was close to death
2- live in hope of sth : به امید چیزی زنده بودن ( in hope of doing sth ) I live in hope of seeing my son
3- be lost : یکی از معانی lost اینه : اعتماد بنفس نداشتن طوری که ندونی چیکار کنی و اکثرا هم با این چارچوب میاد: I’d be lost without… مثال: I’d be badly lost without your help ” بدون کمک تو بد جور لنگ می موندم (نمیدونستم چیکار کنم)”
به اين مطلب امتياز دهيد:
كاربران حاضر:
شما از امتياز لازم براي پاسخ به موضوع مطروحه دركلوب برخوردار نيستيد.
دوست دارید دوستان خود را به این صفحه دعوت کنید؟
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با:
| زمان ايجاد: 0.0685530 ثانيه.
| کاربران آنلاين - 0
| ميهمانان آنلاين - 2
| اين بخش متعلق است به: كانون دانش |
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با: