داشتم زندگیم و میکردم اومدی حالم و عوض کردی این همه راهو اومدی که بری که خرابم کنی و برگردی که خرابم کنی و برگردی همه چی خوب بود قبل از تو عشق با من غریبگی میکرد یه نفر داشت با خودش تنها زیر ِ این سقف زندگی میکرد زیر ِ این سقف زندگی میکرد . عطر ِ تو این اتاق و پر کرده این هوا اون هوای ِ سابق نیست اون که با بودنت مخالف بود حالا با رفتنت موافق نیست عطر ِ تو این اتاق و پر کرده این هوا اون هوای ِ سابق نیست اون که با بودنت مخالف بود حالا با رفتنت موافق نیست
ناراحتت کردم دم ِ رفتن خواستم که ناامید بشی از من این عادلانه نیست میدونم ازم نپرس چطور میتونم یکم واست لازم ِ بیرحمی دلیل ِ شو حالا نمیفهمی به بغض ئوادارم نکن انقدر این گریه ها باشه برای ِ بعد . تو قلب ِ من یه امپراطور ِ تسلیم میشه چون که مجبوره برو نباید مال ِ من باشی خواهش نکردم این یه دستوره . . . نفرین به این وجدان ِ بیهودم ای کاش من خودخواه تر بودم غرور ِ من اینبار حق داره دنیا به من خیلی بدهکاره سکوت یعنی مرده فریادم.باید تورو از دست میدادم از من به تو پنجره ای وا نیست وقتی که خوشبختیت اینا نیست . تو قلب ِ من یه امپراطور ِ تسلیم میشه چون که مجبوره برو نباید مال ِ من باشی خواهش نکردم این یه دستوره
هنوز همونم که میخوای هنوزم عاشقت موندم تو زیر ِ چتر ِ کی رفتی؟! که زیر ِ گریه جا موندم هنور همونم که میخوای یکی مثل ِ خدا تنها یکی که خم نشد زیر ِ غم ِ سنگین ِ این دنیا . اونی که عاشقت بود تنها نفس نفس زد اونی که هرکسی رو غیر از تو ساده پس زد اونی که خاطراتت هر لحظه روبروشه دیدار ِ اتفاقی یک عمر ِ آرزوشه . . . آسون نبود یه عمری بی تو تنها به امید ِ یه فردا که باتو.روبروشم بی تو هنوز دل ِ من بیقرار ِ بمون تا باز دوباره با چشمات زیر و رو شم اونی که عاشقت بود تنها نفس نفس زد اونی که هرکسی رو غیر از تو ساده پس زد اونی که خاطراتت هر لحظه روبروشه دبدار ِ اتفاقی یک عمر ِ آرزوشه اونی که عاشقت بود تنها نفس نفس زد اونی که هرکسی رو غیر از تو ساده پس زد اونی که خاطراتت هر لحظه روبروشه دبدار ِ اتفاقی یک عمر ِ آرزوشه
روزای ِ خوبی پشت ِ این روزای ِ من نیست حس میکنم احساسم و از دست دادم آغوش ِ تو میراث ِ من از زندگی بود حس میکنم میراثم و از دست دادم تنهایی من اتفاق ِ تازه ای نیست هربار رفتی تا همیبشه برنگردی شاید نتونی حس کنی من چی کشیدم چون هیچوقت احساس ِ تنهایی نکردی روزای ِ خوبی پشت ِ این روزای ِ من نیست حس میکنم احساسم و از دست دادم آغوش ِ تو میراث ِ من از زندگی بود حس میکنم میراثم و از دست دادم . . . با هر قدم از مقصد ی هم دور میشیم ما پای ِ رویاهای ِ هم از دست میریم وقتی که دنیامون بهم راهی نداره فرقی نداره از کدوم بن بست میریم هرجور میبینم نمیشه دست ِ من نیست این خونه تا خونه.ــَت شه خیلی کار داره هر بار رفتی رو به تو دیوار بستم بشمار این خونه چقدر دیوار داره روزای ِ خوبی پشت ِ این روزای ِ من نیست حس میکنم احساسم و از دست دادم آغوش ِ تو میراث ِ من از زندگی بود حس میکنم میراثم و از دست دادم
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با: