| خانه | ثبت نام | ورود اعضا | جستجو | كلوب ها | چت | بلاگ توییت | نوشته ها | سوالات متداول | همسنگ | لينكها | آمار | راهنما | | فروشگاه |

كلوب ها

كلوب ها :: جستجو در كلوب :: گزينه هاي كلوب :: برترينها در كلوبها


H- كلوب هاي مهندسي > مهندسی حفاری نفت > خاورميانه، چهار راه نفت و بحران
lunatic #1
پستها: 862

آف لاين
2013/10/03 16:21:23
خاورميانه، چهار راه نفت و بحران

خاورميانه به ويژه منطقه خليج فارس از دير باز تاکنون يکى از کانون هاى توجه و اهميت بوده وهست و همواره نقش مهمى را در کانون هاى قدرت ايفا کرده است به گونه اى که هيچ گاه امکان ناديده گرفتن آن در معادلات بين المللى به وجود نيامده است. اين سه را ه ارتباطى ميان قاره هاى اروپا، آسيا و آفريقا از زمان شناخت جغرافيا و تدوين تاريخ اهميت خودرا حفظ کرده است،گرچه در هر برهه اى از زمان ويژگى داشته است، اما هيچ گاه اهميت خود را از دست نداده است. اين منطقه از جهان گاه حد فاصل امپراتورى هاى بزرگ ايران و روم و صحنه آوردگاه ميان اين دو قدرت نظامى زمان خود بوده است،گاه حدفاصل فتوحات اسلامى وکشورگشايى اعراب در اين منطقه و تنها پل ارتباطى قدرت جديد و قدرت قديم (ايران)وگاه يکى از تقسيمات کليساى کاتوليک ودربار پاپ وقدرت هاى مسيحى اروپايى و دروازه تجارت مشرق زمين و تامين کننده ملزومات اروپاى قرون وسطي. پس از آن با رنسانس و تولد و رشد سيستم سرمايه داري،تامين کننده مواد اوليه و بازارهاى فروش مازاد توليد اروپاى صنعتى شد. در برهه ديگرى از زمان، دروازه هندوستان، اين سرزمين جادويى و رويايى اروپاى قرن هفده و هيجده ميلادى عرصه رقابت دولت هاى بزرگ اروپايى به شمارآمد. هنگامى که قدرت هاى اروپايى براى تخليه قدرت بالقوه خود و کسب امتيازهاى بيشتر در عرصه جهانى به جان يکديگر افتادند، خاورميانه و کشورهاى اين منطقه به صحنه منازعات، چنگ و دندان تيز کردن وگاه دوستى هاى کوتاه مدت و يا دشمنى هاى بى دليل تبديل شدند. امپراتورى انگلستان از اين دروازه زيبا با چشم اندازى زيبا براى هند طلايى دل نمى کند و ساير قدرت هاى اروپايى را نيز به صرافت براى چنگ اندازى به اين منطقه مى انداخت. با آغاز قرن نوزدهم و پس از فوران نفت از نخستين چاه نفت در خاورميانه به(سال1908) ويژگى اين منطقه چهره اى تازه يافت. با اين رخداد سرو کله شرکت هاى بزرگ نفتى کشورهاى بزرگ به اين منطقه پيدا شد. تغييرات تکنولوژيک صنعت غرب از سوخت فسيلى قديمى به نوع ديگرى از سوخت، وقوع دو جنگ جهانى و نياز شديد ماشين جنگى طرفين جنگ به اين ماده سوختى جديد و وابستگى صنعت پوست انداخته به اين ماده، خاورميانه را که نخستين تامين کننده اين ماده به شمار مى آمد، به بازى ديگرى در صحنه جهانى فراخواند.خاورميانه جديد پس از جنگ جهانى اول چهره اى تازه يافته بود. کشورهاى تازه اى در اين منطقه پا به عرصه جهانى گذاشتند. بخش عربى خاورميانه همگى وجه المصالحه و غنيمت جنگى يکى از طرفين پيروز جنگ از امپراتورى عثمانى به شمار مى آمدند که بيشتر آنها ذخاير بزرگ نفت داشتند. اين کشورها براى ابراز وجود با مشکلات متعددى با همسايگان خود روبه رو شدند. احساسات قومى گذشته به احساسات ملى تبديل شده بود که ويژگى هاى لازم براى يک ملت را نداشت. خاورميانه جديد، با مسائل جديدى روبه رو شد. ايجاد يک دولت يهودى در ميان کشورهاى عربى مسلمان منطقه يکى از بزرگ ترين مسائلى است که منطقه با آن هنوز روبه رو است و بسيارى از امور اين منطقه را تحت تاثير قرار مى هد. پس از پايان جنگ جهانى وآغاز جنگ سرد، تضاد ميان منافع هريک از قطب هاى قدرت در جهان خاورميانه را نيز تحت تاثير قرار داد. موقعيت استراتژيک اين منطقه و تامين انرژى در آن از دلايل مهم بود. نزديکى جغرافياى يکى از اين دو قطب به منطقه خليج فارس و نگرانى اين ابرقدرت از نفوذ رقيب به منطقه استحفاظى و قدرتى او از ديگر دلايل تشنج در اين منطقه بوداسباب کودتا ها و انقلاب ها را فراهم مى آورد. ملى شدن صنعت نفت در خاورميانه به دنبال نهضتى ملى در اين منطقه که الهام بخش ساير کشورهاى جهان شد، زنگ خطرى براى قدرت سنتى منطقه شد. انگليس براى تغيير شرايط و حفظ موازنه ميان رقيب کمونيست، آمريکا را نيز وارد صحنه خاورميانه کرد. قدرت قديمى و سنتى منطقه (انگليس)کم کم جاى خود را به قدرت تازه نفسى دادکه عرصه جهانى را از آن خود کرده بود. با خارج شدن قدرت قديمي،در مشکلات اين منطقه تغييرى به وجود نيامد. جنگ هاى بزرگ عربى با اسراييل وادامه دشمنى ميان اعراب و اسراييل و تحريم نفتى آمريکا و کشورهاى مصرف کننده حامى اسراييل از سوى کشورهاى عربي،نخستين بحران نفت و انرژى را در جهان را به وجود آورد. انقلاب اسلامى در ايران از ديگر نقاط عطف در خاورميانه و جهان محسوب مى شود. تغيير ساختار قدرت از يک سو و دومين بحران نفت و انرژى در جهان از پيامدهاى مهم اين واقعه بود. جنگ طولانى ميان ايران و عراق از بحران هاى منطقه اى در خاورميانه بود که صف بندى هاى جديدى را به وجود آورد. ايجاد شوراى همکارى خليج فارس از نمونه اين صف بندى ها بود. طولانى شدن اين جنگ به تحليل هرچه بيشتر قواى هردو کشور منجر شد که آمريکا را براى اعمال سياست مهار دو جانبه اش در منطقه هرچه بيشتر ترغيب مى کرد. حمله عراق به کويت و جنگ خليج فارس پاى نيروهاى غربى و خارجى را به اين منطقه گشود.ورود نيروهاى خارجى در منطقه تا کنون مشکلات بزرگى را در اين آبراهه بين المللى به وجود آورده که هنوز رفع نشده است. يکى از بحران هاى منطقه اى در خاورميانه که به بحرانى جهانى بدل شد، بحران اقتصادى جهانى در دهه 70 بود. اين بحران پس از جنگ 6 روزه اعراب و اسراييل به وجود آمد.کشورهاى توليد کننده نفت مانند عربستان، از فروش نفت به کشورهاى مصرف کننده حامى اسراييل نظير آمريکا خوددارى کردند. اين تحريم نفتى افزايش افسار گسيخته قيمت نفت در جهان را به همراه آورد و به دنبال آن يک بحران اقتصادى بزرگ در دنيا که نشان مى داد نفت وزنه اى سنگين در اقتصاد بين المللى است. همين امر مصرف کنندگان نفت در جهان را به چاره جويى واداشت. ميل به سوى انرژى هاى جانشين و اتکاى کمتر به نفت اين منطقه و ايجاد ذخايراستراتژيک از تمهيدهايى است که کشورهاى مصرف کننده براى بحران انرژى در نظر گرفتند. تاسيس آژانس بين المللى انرژى نيز(IEA ) ازنتايج اين چاره جويى است. بحران هاى سياسى در منطقه و بعدها واقعه 11 سپتامبر بسيارى از کشورهاى مصرف کننده را واداشته تاهرچه بيشتراز اتکاى خود به نفت اين منطقه بکاهند. از ديگر پيامدهاى بحران انرژي، ورود ديگر کشورهاى توليدکننده نفت به چرخه توليد نفت در جهان بود. علاوه برمشکلات منطقه اى و جهاني،کشورهاى خاورميانه خود در درون با مشکلات بسيارى روبرو هستند. کشورهاى خاورميانه 90 تا 95 درصد از درآمدهاى صادراتى خود را از محل فروش نفت به دست مى آورند، به همين دليل تغييرات قيمت نفت به شدت بر مسائل سياسى اجتماعى اين کشورها تاثير خواهد گذاشت. جمعيت جوان و روبه رشد اين کشورها، نظام هاى بسته سياسي، اقتصاد هاى تک محصولي، نابرابرى توزيع درآمد بين اقشار اجتماعى ازمعضل هاى بزرگى است که اين کشورها با آن روبه رو هستند. بيشترکشورهاى اين منطقه از کسرى بودجه مزمن رنج مى برند. جنگ و ناامنى و بحران در اين منطقه که گاه بى گاه رخ مى دهد و وجود نيروهاى نظامى بيگانه در منطقه باز هم بر مشکلات اين منطقه افزوده است. به دليل ساختار اقتصادى ضعيف اين کشورها افزايش و کاهش هاى قيمت نفت در جهان شوک هاى بزرگى بر اقتصاد اين کشورهاوارد مى کند، سران اين کشورها طالب ثبات قيمت نفت در دراز مدت هستند. با وجود همه اين ها خاورميانه هنوز بزرگترين منطقه تامين کننده نفت و انرژى به شمار مى آيد. هم اکنون اين منطقه يک عرضه کننده بزرگ مهم ترين انواع انرژي، نفت و گاز، در جهان است. از ميان اعضاى سازمان کشورهاى صادرکننده نفت(OPEC )، تنها چهار عضوآن خارج از منطقه خاورميانه قراردارد. کشورهاى خاورميانه 63 درصد از ذخاير نفت خام جهان را در اختيار دارند. همچنين روزانه بيش از20 ميليون بشکه نفت مصرفى جهان را تامين مى کند. با وجود اين موانع، خاورميانه با سرمايه گذارى هاى درازمدت همچنان مى تواند در تامين انرژى و تعيين قيمت ها موثر باشد. اين منطقه استعدادها و توانايى هاى نهفته اى براى توليد نفت دارد. با همه تلاشى که کشورهاى مصرف کننده براى اتکاى کمتر به تامين سوخت خود از اين منطقه دارند، افزايش تقاضاى مصرف کنندگان و ورود رقيبان جديد که متقاضى نفت اين منطقه هستند، همچنان ارزش نفت و گاز اين منطقه را حفظ کرده است. براساس برآوردها، افزايش تقاضا براى نفت در جهان از سال 2000 تا 2030 رو به افزايش خواهد بود که از اين افزايش 62 درصد مربوط به کشورهاى در حال توسعه به ويژه چين خواهد بود. با اين شرايط تا سال ها، نفت اصلى ترين و عمده ترين منبع انرژى خواهد بود که بيشترين تقاضا براى آن نيز در بخش حمل ونقل خواهد بود. آمارها نشان مى دهد ساير انواع انرژى در جهان برخلاف تبليغات و تلاش هاى کشورهاى مصرف کننده هنوز نمى تواند جانشين نفت شود. از انرژى آبى در کشورهاى صنعتى با برنامه ريزى براى اتکاى کمتر به نفت مى شود. براساس پيش بينى ها، رشد استفاده از انرژى هسته اى نيز تا سال 2010 به صفر مى رسد. استفاده از گاز به عنوان انرژى با رشدى درحدود 4/2 در سال رو به افزايش است که 60 درصد ازآن در نيروگاه ها به مصرف خواهد رسيد. همه اينها منطقه خليج فارس را امروزه تحت تاثير خود قرارداده است،آشکار است که اين منطقه با وجود تلاش هاى فراوانى که مصرف کنندگان نفت براى کم اهميت بودن آن دارند، اهميت خود را چه از نظر جغرافياى سياسى وچه به لحاظ اقتصادى و انرژى حفظ کرده است. به نظر مى رسد که کارآيى هرچه بيشتر کشورهاى منطقه براى استفاده از اين منبع معدنى به عنوان يک ابزار براى مقاصد سياسى توسعه و ايجاد زيرساخت هاى اقتصادى و اجتماعى به شمارمى آيد که با شناخت و استفاده به موقع از آن مى توان به هدف نائل آمد.

به اين مطلب امتياز دهيد:

0
كاربران حاضر:

شما از امتياز لازم براي پاسخ به موضوع مطروحه دركلوب برخوردار نيستيد.


| زمان ايجاد: 0.0662310 ثانيه. | کاربران آنلاين - 0 | ميهمانان آنلاين - 2 | اين بخش متعلق است به: كانون دانش |

ايميل به مدير سايت | پرسش از مدير | فيد آر اس اس همسنگان | پیشنهاد و انتقاد | شرايط عضويت | توصيه هاي امنيتي