در اواخر قرن 18(م) و اوایل قرن 19 (م) همگام با پیشرفت های دیگر صنعتی از جمله کشتی بخار ، تلگراف و راه آهن ، عکاسی نیز پدید آمد . عکاسی در ابتدا جنبه علمی ، سپس جنبه صنعتی به خود گرفت و در حال حاضر یکی از شاخه های مهم هنری محسوب می شود . در قرن 11 (ه.ق) حسن بن هیثم ، از دانشمندان اهل بصره از اتاقک تاریک که مبنای هنر عکاسی است برای دیدن ستاره ها و مطالعات به خوبی استفاده می کرد . این اتاقک تاریک عبارت بود از جعبه ای که در یک طرف ،سوراخ ریزی داشت که نور از این روزنه عبور می کرد و تصویری نسبتا" واضح و معکوس روی سطح مقابل ایجاد می کرد . این وسیله در طی جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت و نقاشان و طراحان اروپایی از این وسیله برای طراحی دقیق مناظر و پرسپکتیو استفاده می کردند تا اینکه در سال 1550 (م) ژرم کاردان ریاضیدان ایتالیایی این اتاقک را به عدسی محدب مجهز کرد وبه این ترتیب تصویری بسیار واضح تر به دست آمد . در قرن بعد یعنی در قرن 17 (م) ، آیینه ای 45 درجه به این وسیله اضافه شد و این آیینه بود که نور منعکس شده از موضوع را روی صفحه داخل جعبه تاریک می تاباند . با وجود این پیشرفت ها هنوز عکاسی به معنای فعلی وجود داشت . در سال 1720 (م) در آزمایشگاه دانشمندی به نام شواتز ، روی کاغذ آغشته به نیترات نقره و آهک برگ درختی می افتد و شولتز پس از مدتی با مشاهده این صحنه و برداشتن برگ از روی صفحه کاغذ می بیند که تمام کاغذ سیاه شده و آن بخشی که برگ روی آن قرار گرفته هنوز سیاه نشده است . البته این حالت دوام نمی آورد وپس از تابش نور این تصویر از بین می رود ، اما این واقعه پایه و اساس کاوشهای بعدی و مطالعات وسیع برای شناسایی مواد حساس به نور شد که منجر به کشفیاتی نیز شد و دانشمندان مواد دیگری که به نور حساس بودند را شناسایی کردند و با قرار دادن صفحات آغشته به این مواد داخل اتاق تاریک ، تصاویری ایجاد کردند ، ولی به دو دلیل لین تصاویر کم دوام بودند: 1_ نور اتاقک تاریک برای اثر گذاشتن روی موادحساس کافی نبود . 2_ تصویرهای شکل گرفته در معرض تابش شدید نور از بین می رفتند . تا اینکه در سال 1819 (م) سرجان هرشل انگلیسی محلول ثبوت را کشف کرد و محلول کشف شده توسط هرشل «هیپوسولفیت دوسود» بود که در حال حاضر نیز به عنوان ماده اصلی ثابت کننده تصویر استفاده می شود . از جمله کارهای دیگر هرشل می توان از دو مورد دیگر نام برد : 1_ ابداع کلمه photography به معنای گریم کردن یا ثبت نور ؛ 2_ به کار بردن الفاظ نگاتیو ( منفی ) و پوزیتیو ( مثبت ) در مورد تصاویر . پس از این مراحل در سال 1826 یا 1827 (م) ژوزف نیسفورنیئپس برای اولین بار مواد حساس را در اتاقک تاریک به کار برد و پس از 8 ساعت تاباندن نور ، اولین عکس دنیا را ظاهر کرد و این روش را ((هلیوگرافی)) یا ترسیم به وسیله خورشید نامید . نیئپس با کمک داگر به کار عکاسی ادامه دادند و پس از مرگ نیئپس ،داگر اینم کار را ادامه داد ورروشی به نام (( داگرئوتیپ)) ابداع کرد . در همین زمان شخصی انگلیسی به نام ویلیام هنری فاکس تالبوت با تهیه تصاویر نگاتیو در ابعاد کوچکتر و سپس بزرگسازی تصویر وبه دست آوردن پوزیتیو یا مثبت آن دو مرحله دیگر از ظهور در عکاسی را تکمیل کرد . تالبوت این روش را (( کالوتیپ )) که به زبان یونانی به معنای (( تصویر خوب )) است نامید . از این زمان عکاسی به طریقه های یاد شده بسیار رواج یافت و عکس های بسیاری تهیه شد . و دراین زمان وجود داشت ؛ شخص یا سوژه باید مدت زیادی بی حرکت می ماند تا هنگام عکسبرداری تصویر آن محو نشود . پس از اختراع تالبیوت فیلم ها در اندازه کوچکتر ساخته شدند و با کشف امولسیون تر یا کلودیون زمان عکسبرداری به چند ثانیه تقلیل یافت . ولی هنوز مشکل وسایل ، دست و پاگیر عکاسی بود و صفحه های حساسی که بلافاصله قبل از خشک شدن صفحه حساس مرطوب باید در تاریکخانه ظاهر شود . چند سال بعد ریچارد ماردوکس انگلیسی امولسیون ژلاتین یا امولسیون خشک را کشف کرد . بدین ترتیب می توانستند صفحات حساس جدید را برای ظهور و ثبوت به لابراتوار منتقل کنند . بعد از این مراحل، صفحات حساس به فیلم از جنس سلولوئید ، فیلم های رنگی و سایر امکانات عکاسی ساخته شد . عکاسی جای خود را در عرصه های مختلف زندگی از جمله علمی ، صنعتی ، هنری ، خبری ، جغرافیایی و اجتماعی باز کرد . و اما ایران نیز در دوران به خصوصی از هنر عکاسی بهره جست . در بعضی روایات آمده ایت اولین دوربین عکاسی در ایران مربوط به ناصرالدین شاه قاجار بوده است . وی از مناظر اطراف ، زندگی دربار و سفرهایش عکس های بسیاری تهیه کرد درمدرسه دارالفنون نیز که در سال 1850 (م) توسط امیرکبیر ، وزیرناصرالدین شاه قاجار برای مقاصد ترتیب افسران و مهندسان نظامی و غیر نظامی و پزشکان تاسیس شده بود ، در سال 1860 یعنی 10 سال بعد از تاسیس شروع به تدریس عکاسی کردند. محصلان مستعد دارالفنون که برای تحصیل و کسب مهارت های فنی و هنری به اروپا اعزام شدند ، باعث پیشرفت عکاسی ایران شدند . بزرگترین استاد عکاسی آن زمان عبدالله قاجار نام داشت . از جمله عکاسان دیگری که درایران به عکاسی پرداختند از: ژول ریشار که به روش داگر ئوتیپ عکس چاپ می کرد ، فوکتی که روش کلودیون را پس از کشف در اروپا به ایران منتقل کرد ؛ لوئیجی پشه که آلبوم بسیار جالبی از آثار تاریخی ایران تهیه کرد . عکاسی در جهان امروز امروزه در حقیقت ، عکاسی دارای سه وسژگی علمی ، صنعتی و هنری است و باید پذیرفت که عکاسی نه تنها علم یا صنعت و هنر، بلکه از هر یک نشانه ای منحصر به فرد دارد ، زیرا درابتدا ، عکاسی مانند یک پدیده علمی متولد شد و قوانین علمی در پیشرفت آن بسیار موثر بودند و سپس مانند یک صنعت گسترش یافت و بعدها جنبه هنری یافت . در صنعت عکاسی ، برای رفع احتیاجات فنی تلاش می شود تا موادبهتر و دستگاههای مجهزتر ساخته شود . همان طور که ذکر شد عکاسی سه شاخه اصلی صنعتی ، علمی و هنری را شامل می شود .
سالها قبل از اينكه عكاسي اختراع شود اساس كار دوربين عكاسي وجود داشت. يك دانشمند مسلمان به نام ابن هيثم در قرن پنجم هجري / يازدم ميلادي وسيله اي را به نام جعبه تاريك در مشاهده كسوف استفاده كرده بود.اتاقك تاريك، عبارت بود از جعبه يا اتاقكي كه فقط بر روي يكي از سطوح آن روزنه اي ريز، وجود داشت. عبور نور از اين روزنه باعث ميشد كه تصويري نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشكيل شود. اين وسيله، طي جنگهاي صليبي به اروپا راه يافت. لئوناردو داوينچي نقاش و نابغه قرن شانزدهم، در يادداشتهاي خود خواص اتاقك تاريك را شرح داده است. هم چنين وي آن را كامرا آبسكورا (Camera Obscura) و روزنه ريز آن را نيز پين هول (Pine Hole) ناميد.
اين وسيله به شدت مورد توجه نقاشان قرار گرفت و تمامي نقاشان بخصوص نقاشان ايتاليايي قرن شانزدهم از آن براي طراحي دقيق منظره ها و ملاحضه دورنمايي صحيح استفاده مي كردند، به اين ترتيب كه كاغذي را بر روي سطح مقابل روزنه قرار مي دادند و تصوير شكل گرفته را ترسيم مي كردند.
اين تصاوير بسيار واقعي و از پرسپكتيو صحيحي برخوردار بود. در حدود سال ۱۵۰۵ ميلادي نيز ژرم كاردان (Jerome Cardan) رياضي دان ايتاليايي يك عدسي محدب بر روزنه اتاقك تاريك نصب كرد، اين كار باعث شد تا تصوير وضوح بيشتري پيدا كند.
اما سياه شدن املاح نقره در اثر تابش نور به وسيله شيميدان آلماني ، شولتز(Schulze) وبه طور اتفاقي كشف شد. ماجرا از اين قرار بود كه روزي وقتي شولتز وارد آزمايشگاه شد، متوجه شد برگ درختي بر روي كاغذي كه به نيترات نقره و آهك آغشته بود افتاده، بعد از اينكه برگ را از روي كاغذ برداشت متوجه شد كه قسمتي كه برگ روي آن بوده مثل ساير بخش هاي كاغذ سياه نشده است.
اين پديده باعث آغاز فعاليتهاي جديدي براي شناسايي مواد حساس به نور شد. و اينكه در سال ۱۸۱۹ سرجان هرشل(Sir John Fedric William Herschel) انگليسي محلول ثبوت را كشف كرد. ماده اي كه هرشل به عنوان ماده ثابت كننده تصوير معرفي كرد هيپوسولفيت دوسود نام داشت. كار مهم ديگري كه هرشل انجام داد به كاربردن الفاظ منفي (Negative) و مثبت (Positive) درمورد تصاوير بود.
تا اينكه سرانجام بين سالهاي ۱۸۲۲ و ۱۸۲۶ يك مخترع فرانسوي به نام نيسفور ني يپس (Joseph Nicephore Niepce) توانست اولين عكس دنيا را ثبت كند.
وي اين عكس را در املاك شخصي خود واقغ در دهكده اي به نام سن لودووارن در چند كيلومتري شالن سورسن تهيه كرد. ني يپس در واقع براي اولين ب
ار مواد حساس را در اتاقك تاريك به كار برد. عكسي كه وي تهيه كرد حدود ۸ ساعت بوسيله خورشيد نور ديده بود. وي اين روش را هليوگرافي (Heliography) يا ترسيم بوسيله خورشيد ناميد. ني يپس در سال ۱۸۲۹ با يك فرانسوي ديگر به نام لويي ژاك مانده داگر (Louis Jacques Mande Daguerre) آشنا شد. اگر نقاش مرفه و صاحب گالري در پاريس بود و ضمنا تجربه هاي با ارزشي نيز در زمينه عدسيها و جعبه تاريك داشت. پس از مرگ ني ئپس ، داگر كار وي را ادامه داد و او پس از چند سال روشي را ابداع كرد كه آن را (داگرئوتيپ) ناميد.
● داگر و ني پپس: سالها بعد كلمه فتوگرافي كه بوسيله سرجان هرشل و از تركيب دو كلمه يوناني فتوس (Photo) به معني نور و گرافوس (graphein) به معناي رسم كردن ابداع شده بود جاي آن را گرفت.
در آن زمان عكاسي براي مردم سحر و جادو تلقي مي شد تا جايي كه تصاوير به دست آمده را آينه حافظه دار ناميده بودند.
در سال ۱۸۳۸ شيميدان انگليسي به نام ويليام هنري فوكس تالبوت (William Henry Fox Talbot) با تهيه تصوير نگاتيو در ابعاد كوچكتر ، بزرگسازي تصوير و به دست آوردن تصوير پوزتيو يا مثبت دو مرحله اصلي را در ظهور عكس تكميل كرد.
قبل از اين عكاسان مجبور بودند سطح حساس را به اندازه شي مورد نظر بسازند. ( فرض كنيد اگر قرار بود از يك فيل عكس بگيرند چه دوربيني با چه اندازه اي مي خواستند!! در آن زمان براي گرفتن عكس مدت و هزينه زيادي صرف ميشد .لابراتوارها سيار بودند و حمل و نقل شيشه ها (كه عكس ها روي آنها ظهور ميشد) بسيار سخت بود.
از طرفي سوزه بايد در طول زمان گرفته شدن عكس بدون حركت ميماند! كه براي سوژه هاي جاندار مثل انسان از آپولو (وسيله اي براي شكنجه انسان) استفاده ميكردند. با اختراع امولسيون تر يا كلوديون اين زمان به ۲-۳ ثانيه تقليل يافت. بعدها با اختراع امولسيون ژلاتين دار يا امولسيون خشك توسط ريچارد مادوكس (Richard Maddox) اين زمان به ۱/۲۵ ثانيه كاهش پيدا كرد.
و اما اشخاص زيادي براي ارتقاء عكاسي تلاش كردند كه يكي از معروفترين اين افراد جرج ايستمن (George Eastman) بود كه تلاش كرد تا عكاسي را در اختيار همگان قرار دهد وي هم چنين بنيانگذار موسسه كداك اس
----------------- امير
به اين مطلب امتياز دهيد:
كاربران حاضر:
شما از امتياز لازم براي پاسخ به موضوع مطروحه دركلوب برخوردار نيستيد.
دوست دارید دوستان خود را به این صفحه دعوت کنید؟
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با:
| زمان ايجاد: 0.0926080 ثانيه.
| کاربران آنلاين - 0
| ميهمانان آنلاين - 3
| اين بخش متعلق است به: كانون دانش |
پس به اشتراگ بگذارید این صفحه را با: